تبلیغات
تفکر

تفکر
سلام خوش آمدید
نویسندگان
لینک دوستان

اشاره‏ای به كرامات امام حسن مجتبی (ع)

 

حذیفة بن یمان نقل می‏كند كه روزی بر بلندای كوهی ، درمجاورت پیامبر (ص) بودیم و امام حسن علیه السلام كه كودكی خردسال بود ، با وقار و طمآنینه در حال راه رفتن بود . پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند :  همانا جبرئیل او را همراهی می‏كند و میكائیل از او محافظت می‏نماید و او فرزند من و انسان پاكی از نفس من و عضوی از اعضأ من و فرزند دختر و نور چشم من است . پدرم فدای او باد.

پیامبر صلی الله علیه و آله ایستاد و ما هم ایستادیم ، ایشان به امام حسن علیه السلام فرمود :  تو ثمره من و محبوب من و روح و روان منی.

در این هنگام یك مرد اعرابی به سوی ما می‏آمد ، حضرت صلی الله علیه و آله فرمود : مردی به سوی شما می‏آید كه با كلامی تند با شما سخن می‏گوید و شما از او بیمناك می‏شوید . او سؤالهایی خواهد پرسید و در كلامش درشتی و تندی است.
اعرابی نزدیك شد و بدون اینكه سلام كند گفت : كدام یك از شما محمد است؟ گفتیم : چه می‏خواهی؟ پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمودند: مهلا; آهسته [ای اعرابی] . او كه از این برخورد ، پیامبر صلی الله علیه و آله را شناخت گفت: 
 ای محمد! درگذشته كینه تو را به دل داشتم , ولی تو را ندیده بودم و الآن بغضم نسبت‏ به تو بیشتر شد.


ادامه مطلب

طبقه بندی: دینی، داستان و حکایت،
برچسب ها: اشاره ای بر کرامات امام حسن مجتبی (ع)، امام حسن مجتبی (ع)، داستانی از پیامبر (ص) و امام حسن (ع)، علم امام حسن (ع) در کودکی،
[ پنجشنبه 21 دی 1391 ] [ 09:12 ب.ظ ] [ soldier3 ]

دوره های زندگی امام حسن علیه السلام
امام حسن مجتبی علیه السلام در شب نیمه رمضان سال سوم هجری در مدینه چشم به جهان گشود و حدود هفت سال از دوران زندگی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم را درک کرد و پس از آن حضرت حدود سی سال با پدر بزرگوارشان علی بن ابی طالب علیه السلام ملازمت داشت. بعد از شهادت امیرالمؤمنان علیه السلام به مدت ده سال عهده دار مقام امامت بودند و در 28 صفر سال پنجاه هجری در سن 47 سالگی به دستور معاویه بن ابی سفیان و به دست جعده دختر اَشْعَثِ بنِ قِیس مسموم شد و بر اثر همان زهر به شهادت رسید.

 

چگونگی شهادت امام حسن علیه السلام
حکومت اموی پس از تحمیل صلح بر امام حسن علیه السلام گرچه به بسیاری از اهداف خود رسیده بود، ولی هم چنان وجود امام حسن علیه السلام مانع از به اجرا درآوردن برخی از نیّات پلید آنان بود. از جمله اهدافی که معاویه دنبال می کرد تعیین جانشین برای خود بود. وی از اجرای این تصمیم که برخلاف مفاد صلح نامه او با امام حسن علیه السلام بود وحشت داشت و می دانست که اگر در زمان حیات آن حضرت به چنین کاری دست بزند، بدون شک با مخالفت شدید حسن بن علی علیه السلام روبه رو خواهد شد. بر این اساس تصمیم گرفت از هر راه ممکن امام علیه السلام را به شهادت برساند. پس از بررسی های زیاد جعده همسر امام حسن علیه السلام را مناسب ترین فرد برای تحقق بخشیدن به این هدف پلید دید. آن گاه به صورت محرمانه و با ارسال صدهزار درهم به جعده، به او قول داد که اگر امام حسن علیه السلام را به شهادت برساند او را به همسری یزید درخواهد آورد. بدین وسیله جعده آن حضرت را با ریختن زهر در آب آشامیدنی مسموم کرد و طولی نکشید بر اثر آن، امام حسن علیه السلام به شهادت رسید.

 

وصیت امام حسن علیه السلام
چون امام حسن علیه السلام را مسموم کردند و حال او دگرگون شد برادرشان امام حسین علیه السلام به بالین آن حضرت حاضر شدند. وقتی جویای احوال او گشتند امام حسن علیه السلام فرمودند: «خود را در اوّلین روز از روزهای آخرت و آخرین روز از روزهای دنیا می بینم». در ادامه، این گونه وصیت فرمودند: «گواهی می دهم به وحدانیت خدا و این که برای او شریکی نیست و تنها او سزاوار پرستش است. هرکه اطاعت او را در پیش گیرد رستگار می شود و هرکه نافرمانی اش کند گم راه می گردد و کسی که از گناهان و تقصیراتش به نزد او توبه کند هدایت می شود. ای حسین،جنازه مرا در کنار جدم رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم دفن کن به شرط آن که کسی مانع این کار نباشد. اگر تو را از این کار باز داشتند مبادا بر آن پافشاری کنی؛ چون راضی نیستم به خاطر این کار قطره ای خون به زمین ریخته شود».

 

اشعار امام حسین علیه السلام در سوگ برادر
وقتی از دفن جنازه امام حسن علیه السلام در کنار مرقد جد بزرگوارش پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم جلوگیری کردند، امام حسین علیه السلام دستور دادند جنازه را به بقیع منتقل کردند و آن را در کنار قبر جده اش فاطمه بنت اسد در خاک نهادند. طبق روایت ابن شهر آشوب وقتی امام حسین علیه السلام از دفن جنازه برادر فارغ شد اشعاری به این مضمون در سوگ برادر بر زبان جاری فرمودند: «حالا که بدن مطهّر تو را با دست خود کفن کرده، در قبر گذاشتم از این بعد چگونه می توانم شاد باشم و خود را آراسته سازم یا از زینت ها و امکانات دنیا بهره گیرم؟ من از این به بعد همواره در سوگ تو اشک خواهم ریخت و اندوهم در فراق تو طولانی خواهد شد. غارت زده کسی نیست که مالش را به غارتت برده اند؛ بلکه غارت زده کسی است که مصیبت مرگ برادر را دیده باشد».

 


ادامه مطلب

طبقه بندی: دینی،
برچسب ها: امام حسن مجتبی (ع)، وصایای امام حسن مجتبی (ع)، فضیلت و آثار گریه بر امام حسن (ع)، دوره های زندگانی امام حسن (ع)، چگونگی شهادت امام حسن مجتبی (ع)،
[ پنجشنبه 21 دی 1391 ] [ 08:53 ب.ظ ] [ soldier3 ]

ولادت امام حسن مجتبی (ع)

 

 

در نیمه ماه مبارک رمضان سال سوم هجرى اوّلین فرزند خانواده على و زهرا علیهاالسلام پا به عرصه وجود گذاشت و نشاط و شادى را در بیت نبوّت و امامت به ارمغان آورد.

امام هشتم علیه‏السلام از پدران خود از على بن الحسین علیه‏السلام و او از اسماء بنت عمیس جریان ولادت و نامگذارى آن حضرت را این گونه گزارش نموده است.

اسماء مى‏گوید : من قابله جدّه‏ات فاطمه علیهاالسلام هنگام ولادت [امام [حسن علیه‏السلام و [امام] حسین علیه‏السلام بودم، پس آنگاه که امام حسن متولّد گشت، پیامبر اکرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله آمد و فرمود: اسماء ! پسرم را بیاور. او را در پارچه زردى پیچیده، خدمت پیامبر اکرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله بردم. حضرت آن پارچه را کنار انداخت و فرمود: اسماء! مگر من سفارش نکرده بودم که نوزاد را با پارچه زرد نپیچید. پس او را در پارچه سفیدى پیچاندم و به دست حضرت دادم. پیامبر اکرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله در گوش راست او اذان، و در گوش چپش اقامه خواند، سپس به على علیه‏السلام رو کرد و فرمود: پسرم را چه نامیده‏اى؟ على علیه‏السلام گفت: «ما کنْتُ لِاَسْبِقَک بِاسْمِه یا رَسُولَ اللّهِ؛ اى رسول خدا! در نامگذارى بر شما سبقت نمى‏گیرم»، ولى دوست داشتم اسم او را «حَرْب» گذارم.

رسول اکرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود: من هم بر پروردگار در نامگذارى این طفل سبقت نمى‏گیرم. پس آنگاه جبرئیل فرود آمد و عرضه داشت: اى محمّد! علىِّ اَعْلى به شما سلام مى‏رساند و مى‏فرماید: على نسبت به شما مثل هارون نسبت به موسى است، جز آنکه بعد از تو پیغمبرى نخواهد آمد. این پسرت را به نام پسر هارون نام گذارى کن . پرسید، اسم پسر هارون چه بود؟ جبرئیل گفت: شُبّر. حضرت فرمود: زبان من عربى است. جبرئیل گفت: «سَمِّهِ الْحَسَنَ ؛ اسم او را حسن بگذار . »

اسماء مى‏گوید : پس او را حسن نامید . پس از آن چون روز هفتم فرا رسید ، رسول خدا دو گوسفند قوچ براى او عقیقه کرد و یک ران با یک دینار طلا، به قابله (دایه) داد و سر او را تراشید و هم وزن موى او نقره صدقه داد و سر او را خوشبو کرد.

 

نکات فراوانى از روایت فوق استفاده مى‏شود که برخى از آنها از این قرار است: 

 

1. رعایت بهداشت در مورد نوزادان با پیچیدن در پارچه سفید؛

2. خواندن اذان و اقامه در گوش نوزاد، که در واقع تلقین عقائد و معارف بحساب مى‏آید؛

3. نامگذارى امر مهمّى است و این امر باید به بزرگان واگذار شود و على علیه‏ السلام این کار را به پیامبر صلى‏ الله‏ علیه‏ و‏ آله و او به خدا واگذار مى‏کند؛

4. استحباب عقیقه که بیمه عمر طفل به حساب مى‏آید؛

5. تراشیدن سر نوزاد؛

6. صدقه دادن که باعث سلامتى نوزاد مى‏شود؛

7. خوشبو نمودن طفل؛

8. توجّه خاص به دایه و قابله داشتن.

 

 

جواد خرمی , سایت تبیان

 




طبقه بندی: دینی،
برچسب ها: نحوه نام گذاری امام حسن مجتبی (ع)، امام حسن مجتبی (ع)،
[ دوشنبه 31 تیر 1392 ] [ 05:08 ب.ظ ] [ soldier3 ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


بسـم الله الرحـمن الرحیـم
در بیابان این دنیای گذران به دنبال کشتی نجات باشیم و تمسخر این مردمان قوم نوحی(ع) ما را از سیل قیامت غافل نکند که دیگر متولد نخواهیم شد.

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب