تفکر
سلام خوش آمدید
درباره وبلاگ


بسـم الله الرحـمن الرحیـم
در بیابان این دنیای گذران به دنبال کشتی نجات باشیم و تمسخر این مردمان قوم نوحی(ع) ما را از سیل قیامت غافل نکند که دیگر متولد نخواهیم شد.

مدیر وبلاگ : علی
مطالب اخیر
نویسندگان
پنجشنبه 21 دی 1391 :: نویسنده : soldier3

اشاره‏ای به كرامات امام حسن مجتبی (ع)

 

حذیفة بن یمان نقل می‏كند كه روزی بر بلندای كوهی ، درمجاورت پیامبر (ص) بودیم و امام حسن علیه السلام كه كودكی خردسال بود ، با وقار و طمآنینه در حال راه رفتن بود . پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند :  همانا جبرئیل او را همراهی می‏كند و میكائیل از او محافظت می‏نماید و او فرزند من و انسان پاكی از نفس من و عضوی از اعضأ من و فرزند دختر و نور چشم من است . پدرم فدای او باد.

پیامبر صلی الله علیه و آله ایستاد و ما هم ایستادیم ، ایشان به امام حسن علیه السلام فرمود :  تو ثمره من و محبوب من و روح و روان منی.

در این هنگام یك مرد اعرابی به سوی ما می‏آمد ، حضرت صلی الله علیه و آله فرمود : مردی به سوی شما می‏آید كه با كلامی تند با شما سخن می‏گوید و شما از او بیمناك می‏شوید . او سؤالهایی خواهد پرسید و در كلامش درشتی و تندی است.
اعرابی نزدیك شد و بدون اینكه سلام كند گفت : كدام یك از شما محمد است؟ گفتیم : چه می‏خواهی؟ پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمودند: مهلا; آهسته [ای اعرابی] . او كه از این برخورد ، پیامبر صلی الله علیه و آله را شناخت گفت: 
 ای محمد! درگذشته كینه تو را به دل داشتم , ولی تو را ندیده بودم و الآن بغضم نسبت‏ به تو بیشتر شد.



ادامه مطلب


نوع مطلب : دینی، داستان و حکایت، 
برچسب ها : اشاره ای بر کرامات امام حسن مجتبی (ع)، امام حسن مجتبی (ع)، داستانی از پیامبر (ص) و امام حسن (ع)، علم امام حسن (ع) در کودکی،
لینک های مرتبط :


پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات