تفکر
سلام خوش آمدید
درباره وبلاگ


بسـم الله الرحـمن الرحیـم
در بیابان این دنیای گذران به دنبال کشتی نجات باشیم و تمسخر این مردمان قوم نوحی(ع) ما را از سیل قیامت غافل نکند که دیگر متولد نخواهیم شد.

مدیر وبلاگ : علی
مطالب اخیر
نویسندگان
یکشنبه 26 آذر 1391 :: نویسنده : soldier3

چرا تربت اباعبدالله(ع) تسبیح می شود؟

 

ائمّه اطهار(ع) به غیر از تأکید بر سجده کردن بر تربت سیّدالشهداء (ع) و درست کردن مهر از تربت آن حضرت ، تأکیدات فراوانى براى درست کردن تسبیح از تربت سیّدالشهداء (ع) کرده‏‌اند.


به گزارش موعود، ائمّه اطهار(ع) به غیر از تأکید بر سجده کردن بر تربت سیّدالشهداء (ع) و درست کردن مهر از تربت آن حضرت ، تأکیدات فراوانى براى درست کردن تسبیح از تربت سیّدالشهداء(ع) کرده‏‌اند ، که این خود به تنهائى بیانگر مقام و ارزش تربت سیّدالشهداء(ع) مى‏باشد که ما براى تیمّن و تبرّک تعدادى از این روایات را ذکر مى‏کنیم :

حدیث اول:

حسن بن محبوب گوید : «از امام صادق(ع) سؤال شد : آیا تربت حضرت حمزه بافضیلت‏تر است یا تربت امام حسین(ع)؟ حضرت فرمود : تسبیحى که از تربت امام حسین(ع) درست شود و در دست گرفته شود ثواب ذکر گفتن براى صاحب آن نوشته مى‏شود اگرچه ذکر هم نگوید».

حدیث دوم:

مرحوم آل کاشف الغطاء می نویسد : «به طورى که از آثار و اخبار استفاده کرده‏ام و از اساتید خود نیز شنیده‏ام، اوّلین فردى از ائمّه مسلمین که بر تربت سیّدالشهداء(ع) سجده کرد امام زین العابدین(ع) بود». ایشان در ادامه مى‏فرمایند : «حضرت سجّاد(ع) پس از اینکه از دفن پدر فارغ شد و فرزندان و یاران آن حضرت را هم به خاک سپرد، مقدارى از خاک جسد پدر بزرگوارش را که در اثر زخم شمشیرها همچون تکّه گوشت شده بود با خود برداشت و در کیسه‏اى ریخت و سپس آن را به صورت تسبیح درآورد و در دست خود مى‏گردانید.

مرحوم علّامه مجلسى(ره) در بحار الانوار این روایت را اینگونه بیان فرموده‏اند که : هنگامى که امام زین العابدین(ع) را با اهل بیت عصمت و طهارت وارد مجلس یزید نمودند، یزید ابتدا قصد کشتن امام را نمود، دستور داد امام را در مقابلش نگه دارند تا مطالبى را از محضرش بپرسد و امام پاسخ دهد تا در خلال پاسخهاى امام، یزید بهانه‏اى به دستش بیاید و امام را شهید کند.

در خلال سؤالات و پاسخهاى امام، یزید متوجّه شد که امام تسبیحى در دست گرفته و با انگشتانش دانه‏هاى آن را مى‏گرداند. یزید پرسید: این تسبیح چیست که در دست گرفته‏اى و مى‏گردانى ؟ امام(ع) پاسخ داد: حدیث کرد مرا پدرم از جدّم رسول خدا(ص) که رسول خدا(ص) هنگامى که نماز صبح را مى‏خواند بعد از نماز با کسى صحبت نمى‏کرد مگر اینکه تسبیحى را به دست مى‏گرفت و

این ذکر را مى‏گفت : «اللّهمّ إنّی أصبحتُ اُسبّحکَ واُمجّدک وأحمِدُکَ واُهَلِّلُکَ بعَدَدِ ما اُدیرُ به سُبْحَتی».


سپس با هرکسى که مى‏خواست صبحت کند آن تسبیح را در دستش مى‏گرفت و مى‏گردانید بدون اینکه آن ذکر را بگوید، مى‏فرمود: «آن ذکر حرزى است که هرکس آن را با تسبیح بعد از نماز صبح بگوید از هر بلایى تا شب محفوظ مى‏ماند»، شب که مى‏شد بعد از نماز عشاء همین ذکر را با تسبیح مى‏گفت، سپس تسبیح را زیر سرش مى‏گذاشت و مى‏خوابید و مى‏فرمود: «انسان از هر بلایى محفوظ خواهد ماند». من که با تو صحبت مى‏کنم و تسبیح در دستم گرفته‏ام و آن را مى‏گردانم مى‏خواهم به جدّم رسول خدا(ص) اقتدا کرده باشم. یزید از شنیدن این سخن مبهوت شد، فوراً دستور داد غُل و زنجیر را از گردن امام بردارند و از کشتنش صرف‏نظر کرد».

حدیث سوم:

 امام صادق(ع) فرمود: «کسى که با تسبیح تربت امام حسین(ع) ذکر بگوید خداوند ثواب هفتاد دور تسبیح را برایش مى‏نویسد».


منبع خبر: پایگاه اطلاع رسانی هیئت ریحانة النبی





نوع مطلب : حدیث، دینی، 
برچسب ها : چرا تربت امام حسین (ع) را تسبیح می کنیم ؟، تربت امام حسین (ع)، تآکید ائمه بر تسبیح تربت سیداشهداء،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 22 آذر 1391 :: نویسنده : soldier3

رساله ای كه بدین نام خوانده می‌شود ، یكی از چند اثر منسوب به امام سجاد علی‌بن الحسین(ع) است . تا آنجا كه بیان شده ,  قدیم‌ترین ماخذها كه نام این رساله در آن آمده بشرح زیر است:‌

1‌- تحف العقول،  از حسن بن علی‌بن حسین‌بن شعبه حرانی متوفی بسال 381 ه- . ق.‌

2‌- خصال، از ابوجعفر محمدبن علی‌بن حسین بابویه قمی متوفی بسال 382 ه- . ق.‌

3‌- من لایحضره الفقیه، از همین مولف‌.

صدوق در خصال , سند خود را چنین می نویسد؛

علی بن احمدبن موسی ، از محمدبن ابی عبدالله كوفی ، از جعفربن مالك فزاری از خیران بن داهر ، از احمدبن علی‌بن سلیمان جبلی از پدرش ، از محمدبن علی از محمدبن فضیل ، از ابوحمزه ثمالی و در من لایحضر  , حدیث مرسل است .‌

 
ترجمه رساله برابر ضبط صدوق در خصال:‌

 

1‌- حق خدا‌

اما حق بزرگ خدا بر تو ، آن است كه او را بپرستی . و چیزی را شریك او نسازی .  چون از روی اخلاص چنین كردی برای تو بر خود قرار دهد،‌ كه كار دنیا و آخرتت را بسازد .‌

2‌- حق نفس:‌

و حق نفس تو بر تو این است كه آن را در طاعت خدای - عزوجل - بداری .‌

3‌- حق زبان:‌

و حق زبان ، بازداشتن آن است از سخن زشت . و خوی دادن آن بر (گفتار ) نیك  و واگذاشتن به آنچه در آن سودی نیست . و نیكویی به مردم و سخن نیك درباره آنان .‌

4‌- حق گوش:‌

و حق گوش بازداشتن آن است از شنودن غیبت و آنچه شنیدنش روا نیست .‌

5‌ -‌ حق چشم:‌

و حق چشم این است كه آن را از آنچه بر تو روا نیست ، بپوشانی . و با نگریستن بدان , پند گیری .‌

6‌- حق دست:‌

و حق دست آن است كه آن را در آنچه بر تو روا نیست ، نگشایی .‌

7‌ - حق پا:‌

و حق دو پای تو آن است كه با آنها در آنجا كه بر تو روا نیست ، نروی ؛ چه ، با این دو پاست كه بر صراط می‌ایستی . پس بنگر كه تو را نلغزانند كه در آتش بیفتی .‌

8‌ - حق شكم:‌

حق شكم تو این است كه آن را ظرف حرام نسازی و بیش از سیری نخوری .‌

9‌- حق عورت:‌

و حق عورت تو این است كه آن را از زنا بازداری و آن را از دیده‌ها بپوشانی.‌

10‌- حق نماز:‌

و حق نماز این است كه بدانی آن به رسولی رفتن نزد خداست . و تو در نماز پیش خدای - عزوجل - ایستاده‌ای و چون این دانستی ، مانند بنده خوار , حقیر , خواستار، پارسای امیدوار ، ترسان , اندك مقدار ،‌ زاری كن , بزرگ دارنده كردگار ، با آرامش و وقار می‌ایستی و نماز را برپا می‌داری و حدود و حقوق آن را می‌گذاری .‌

11‌- حق حج:‌

و حق حج این است كه بدانی آن به رسولی رفتن نزد پروردگار تو است . و گریختن تو از گناهانت به سوی اوست . توبه تو با آن پذیرفته است و واجبی كه خدا بر عهده تو نهاده , با آن انجام , محقق می‌شود .‌

12‌- حق روزه:‌

و حق روزه این است كه بدانی آن پرده‌ای است كه خدا بر زبان و گوش و چشم و شكم و عورت تو نهاده تا تو را بدان , از آتش بپوشاند. اگر روزه را واگذاشتی ، پرده خدا را پاره كرده‌ای .‌

13‌- حق صدقه:‌

و حق صدقه این است كه بدانی آن ذخیره تو نزد پروردگار تو است و سپرده‌ای كه نیازی به گواه گرفتن بر آن نداری . اگر این را دانستی ، اطمینانت بدانچه در نهان به امانت می‌سپاری ، بیشتر است تا آنچه در آشكارا می‌دهی .  و میدانی كه صدقه در این جهان بلاها و بیماری‌ها را از تو بازمی‌دارد ، و در آن جهان از آتشت می‌رهاند.‌

14‌- حق قربانی:

و حق قربانی این است كه بدانی بدان ، خدای - عزوجل - را می‌خواهی نه آفریدهای او را . و جز رحمت پروردگار و نجات روح خود از او در روز دیدار ، نمی‌خواهی.‌

15‌ - حق سلطان:‌

و حق فرمانروا این است كه بدانی تو وسیله آزمایش او هستی . و او با قدرتی كه خدا به وی داده ، آزموده می‌شود ، و بر توست كه خود را گرفتار خشم او نسازی . و بدست خود او را به هلاكت نیندازی و در بدی كه به تو می‌كند شریك او نشوی .‌

16‌- حق معلم:‌

و اما حق آن كه آموزگار توست این است كه او را بزرگ داری و مجلس او را محترم شماری . و به گفته او گوش دهی . و بدو روی آوری.

و بانگ خود را در محضر او بلند نكنی و اگر كسی از او پرسشی كند تو پاسخ ندهی تا او خود پاسخ دهد . و در محضر او با كسی سخنی نگویی و پیش او كسی را عیب نكنی و اگر پیش روی تو از او بد گویند از وی دفاع كنی . و عیب‌های او را بپوشانی و نكویی‌های او را آشكار سازی .  و با دشمن او ننشینی و دوست او را دشمن نگیری . پس اگر چنین كردی فرشتگان خدا گواهی دهند كه تو برای خدا  - نه برای مردم -  نزد وی رفته‌ای و از او علم آموخته‌ای .‌

17‌- حق مولی:‌

و حق آن كس كه مالك توست - این است كه او را اطاعت كنی و جز در آنچه موجب خشم خداست نافرمانی او نكنی . چه اطاعت مخلوق در معصیت خالق روا نیست.

18- حق رعیت:

و اما حق رعیت كه تو بر آنان قدرت داری این است كه بدانی آنان به خاطر ناتوانی خود و قدرت تو رعیت تواند . پس واجب است كه با آنان به عدالت رفتار كنی و برای ایشان پدری مهربان باشی ، و نادانی‌شان را ببخشی و در كیفرشان شتاب نكنی و هر قدرتی كه خدای عزوجل به تو عطا فرموده آن را سپاس گویی .‌

19‌- حق متعلمان:‌

و اما حق آنان كه در علم رعیت تو هستند ، این است كه بدانی خدای عزوجل با علمی كه به تو داده و گنجینه‌هایی كه بر تو گشوده ، تو را سرپرست آنان كرده است . پس اگر مردمان را نیكو تعلیم دهی , بر آنان درشتی نكنی , و بر ایشان خشم نگیری , خدا به فضل خویش علم تو را بیفزاید .  و اگر علم خود را از مردم بازگیری , یا هنگامی كه از تو آموختن علم می‌خواهند , با آنان درشتی كنی , بر خداست كه علم و جمال آن را از تو باز گیرد  و مرتبه تو را در دلها ساقط كند .

20- حق زن:

و اما حق زن این است كه بدانی خدای  - عزوجل -  او را مایه آرامش و انس تو كرده و این نعمتی است  از خدا بر تو . پس او را گرامی بدار و با او مدارا كن و اگر چه حق تو بر او واجب‌ترست ، اما بر توست كه بر او رحمت آری . و خوراك و پوشاك او را آماده سازی و اگر از روی نادانی كاری كند بر او ببخشی كه او گرفتار توست .

 



ادامه مطلب


نوع مطلب : حدیث، دینی، اخلاق، 
برچسب ها : رساله حقوق امام سجاد (ع)،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 20 آذر 1391 :: نویسنده : soldier3

شكایت در دادگاه عدل الهى

 

 

* اولیـن درخواست حضرت فاطمه علیهاالسلام در روز قیامت ؛

 پس از عبور از برابر خلق ، شكایت از ستمگران است .

جابربـن عبـدالله انصارى از پیامبـر اكرم صلی الله علیه و آله چنیـن نقل مى كنـد : هنگامـى كه فاطمه در مقابل عرش پروردگار قرار مى گیرد ، خـود را از مركب به زیر انداخته ، اظهار مى دارد : الهى و سیـدى ، میان من و كسـى كه مرا آزرده و بـر مـن ستـم روا داشته ، داورى كـن . خـدایـا ! بیـن مـن و قـاتل فـرزنـدم ، حكـم كن...

بر اساس روایتـى دیگر ، پیامبـر اكرم صلی الله علیه و آله فرمـود : دختـرم فاطمه در حالـى كه پیـراهن‌هاى خـونیـن در دست دارد ، وارد محشـر مـى شـود . پـایه‌اى از پـایه‌هـاى عرش را در دست مـى گیـرد و مـى گـوید: «یا عدل ، یا جبار ، احكم بینى و بیـن قاتل ولدى» ؛ اى خداى عادل و غالب ، بیـن مـن و قـاتل فـرزنـدم داورى كـن .

قـال: « فیحكـم لابنتـى و رب الكعبه» به خـداى كعبه سـوگنـد ، به شكـایت دختـرم رسیـدگـى مـى شـود و حكـم الهى صـادر مـى گـــردد .

 

دیدار حسن و حسین (علیهماالسلام)

 

* دومین خـواسته فاطمه علیهاالسلام در روز قیامت از خداوند چنیـن است :

 خدایا ! حسن و حسین را به من بنمایان .

در این لحظه ، امام حسـن و امام حسیـن علیهماالسلام به سوى فاطمه صلوات الله علیها مى روند، در حالـى كه از رگ‌هاى بریده حسیـن علیه السلام خـون فـوران مـى كنـد .

پیامبر خـدا صلی الله علیه و آله مى فرماید : هنگامى كه به فاطمه گفته مـى شـود وارد بهشت شو ، مى گـوید : هرگز وارد نمـى شـوم تا بدانـم پـس از مـن با فرزندانم چه كردند؟

به وى گفته مـى شـود : به وسط قیـامت نگـاه كـن.

پـس بدان سمت مى نگرد و فرزندش حسیـن را مى بیند كه ایستاده و سر در بـدن نـدارد . دخت پیـامبـر صلی الله علیه و آله نـاله و فـریـاد سـر مـى دهـد .

فرشتگان نیز (با دیـدن ایـن منظره) ناله و فریاد بـرمـى آورنـد .

امام صادق علیه السلام مى فرماید : حسیـن بـن على علیهماالسلام در حالى كه سر مقدسـش را در دست دارد ، مـی آیـد . فـاطمه علیهاالسلام بـا دیـدن ایـن منظره نـاله‌اى جانسـوز سر مى دهد . در ایـن لحظه ، هیچ فرشته مقرب و پیامبر مرسل و بنده مومنى نیست مگر آن كه به حال او می گرید .

در ایـن موقعیت ، خداوند به خشـم آمده ، به آتشـى به نام «هبهب» كه هزار سال در آن دمیده شده تا سیاه گشته و هیچ آسـودگـى در آن راه نمى یابد و هیچ اندوهى از آنجا بیرون نمى رود ، دستـور مـى دهد كشندگان حسیـن بـن على را برگیر و جمع كـن... آتش به فرمان پروردگار عمل كرده ، همه آنها را در برمی گیرد ...

 

 



ادامه مطلب


نوع مطلب : حدیث، دینی، 
برچسب ها : سیمای امام حسین (ع) در قیامت، شفاعت حضرت فاطمه (س) به چه کسانی می رسد ؟، شکایت حضرت فاطمه (س) در محضر پروردگار، دیدار حضرت فاطمه (س) در قیامت با فرزندانش،
لینک های مرتبط :

روایتی از زید بن ثابت , نویسنده وحى

 

خارجه بن زید مى گفت : عده اى بر زید بن ثابت وارد شدند و از او درخواست كردند حدیثى و داستانى را از زبان پیغمبر صلى الله علیه و آله بازگو نماید.

زید بن ثابت گفت : چه داستانى از زمان رسول خدا صلى الله علیه و آله گزارش كنم ؟

من همسایه آن حضرت بودم و هر وقت وحى نازل مى گردید , مرا احضار مى كرد و من آن را مى نوشتم .  روزی دیدم که ؛ بسم الله الرحمن الرحیم ، سَم را خنثى كرد .

هنگامى كه رسول اكرم صلى الله علیه و آله از جنگ خیبر با فتح و پیروزى بازگشت ، زنى از یهودیان گوسفندى را سر بریده و ذراع آن را بریان نمود . و مسموم گردانید، سپس به حضور پیامبر آمده اظهار ایمان و مسلمانى كرد و آن ذراع مسموم را نزد آن حضرت گذاشت . پیامبر فرمود : این چیست ؟

عرض كرد: پدر و مادرم فداى شما ، من از رفتن شما به سوى خیبر نگران بودم , زیرا من این یهودیان خیبر را مردانى محكم و شجاع مى دانستم ، بره اى داشتم كه آن را همانند فرزندى براى خود مى پنداشتم و اطلاع داشتم كه شما به ذراع گوسفند علاقه دارید , از این روى نذر كردم كه اگر به سلامت مراجعت فرمودید آن بره را ذبح كنم و ذراع آن را بریان كرده براى شما بیاورم و اكنون كه شما به سلامت برگشتید من به نذر خود وفا كرده ام و این ذراع همان گوسفند است . حضرت على بن ابیطالب علیه السلام و براء بن معرور نیز در حضور پیامبر بودند . رسول اكرم صلى الله علیه و آله نان طلبید نان آوردند ، براء دست برد و لقمه اى از آن ذراع برگرفت و در دهان گذاشت حضرت على علیه السلام فرمود :

اى براء، بر رسول خدا پیشى نگیر . براء كه مردى بیابانى بود در جواب گفت : گویا پیامبر را بخیل مى دانى !

على علیه السلام فرمود : نه ، من رسول خدا را بخیل نمى دانم , بلكه تجلیل و احترام مى كنم .

نه براى تو و نه براى احدى روانیست كه در گفتار و كردار یا در خوردن و آشامیدن بر رسول خدا پیشى بگیرد.

براء گفت : من رسول را بخیل نمى دانم . حضرت على علیه السلام فرمود : من از این جهت نگفتم بلكه مقصود من این است ذراع را زنى آورده كه یهودى بوده و اكنون وضع او درست روشن نیست . اگر به امر رسول الله از این گوشت بخورى او ضامن سلامتى تو است ولى اگر بدون امر آن حضرت بخورى كار تو به خودت واگذار مى شود .

در اثناء این گفت و گو براء لقمه را جوید و پایین برد ناگهان ذراع گوسفند به زیان آمد كه یا رسول الله از من نخورید كه مسموم هستم و در پى آن حال براء تغییر یافت و كم كم در حال جان دادن افتاد و پس از لحظاتى قالب تهى كرد و از دنیا رفت ، پیامبر امر كرد كه آن زن را بیاورند.

حضرت به او روى كرد و فرمود : چرا چنین كردى ؟

پاسخ داد : براى اینكه از ناحیه شما رنج و آزار و ناراحتى زیادى متوجه من گردیده است ,  چنانكه پدر، عمو ، شوهر، برادرم و فرزندم را كشتى ، من با خود گفتم اگر محمد پادشاهى است كه من بدین وسیله او را مسموم كرده و انتقام خود را از او گرفته ام و اگر پیامبر خداست (چنانكه خودش ادعا مى كند و وعده فتح مكه و پیروزى را مى دهد) كه خداوند او را نگهدارى مى كند و این سم به او آسیبى نخواهد رسانید .

پیامبر فرمود :

راست گفتى كه آنگاه افزود : مرگ براء تو را مغرور نسازد ، زیرا او از رسول خدا پیشى گرفت خداوند او را بدین وضع دچار كرد و اگر به امر رسول خدا مى خورد خداوند او را حفظ مى كرد و از این گوشت مسموم آسیبى نمى دید. سپس رسول اكرم صلى الله علیه و آله عده اى از اصحاب نیك خود چون سلمان ، مقداد، ابوذر، عمار، صهیب و بلال را طلبید. وقتى كه آمدند به آنان امر كرد همگى بنشینید و دور آن ذراع حلقه بزنید. آنگاه پیامبر دست مبارك خود را روى آن گذاشت و فرمود:

بسم الله الشافى بسم الله الكافى بسم الله المعافى بسم الله الذى لا یضر مع اسمه شى و ال دواء فى الارض و لا فى السماء و هو السمیع العلیم . 

سپس گفت ، به نام خدا بخورید و خود آن حضرت خورد و یاران نیز خوردند تا سیر شدند و بعد هم آب نوشیدند و امر كردند آن زن را محبوس ‍ كنند . روز دوم دستور داد آن زن را آوردند ، رسول الله به او فرمود : آیا ندیدى كه همه اینها از آن ذراع مسموم خوردند پس چگونه دیدى عنایت پروردگار را در دفع شر آن از پیامبر و یارانش ؟

عرض كرد : یا رسول الله من تاكنون در نبوت شما در تردید بودم , ولى اكنون یقین پیدا كردم كه شما فرستاده خدایید و اینك شهادت مى دهم كه لا الله الا الله و حده لا شریك له و انك عبده و رسوله .





نوع مطلب : حدیث، داستان و حکایت، 
برچسب ها : داستان زن یهودی و پیامبر (ص)، بسم الله الرحمن الرحیم سَم را خنثى می کند، بر پیامبر خدا پیشی نگیرید،
لینک های مرتبط :
شنبه 18 آذر 1391 :: نویسنده : soldier3

دعا و صلوات بر امام زمان(عج) فایده دارد؟!

صلوات


واسطه‌های فیض خدا به زمین اولیائی هستند که با وجودشان برکت و رحمت الهی به زمینیان خاک نشین می‌رسد . خداوند حافظ و نگهبان آن هاست و آن ها عبد الهی و دوستدار حضرت حقّنند . ما خاک نشینان توصیه شده ایم که دعای فرج بخوانیم تا روزگار خوش آید ! چرایی صلوات و دعای فرج ما برای او که حافظ و نگهبانی چون خود خدا دارد چه ارزش و چه سود برای حضرتش خواهد داشت ؟!


آیا دعا و صلوات ما برای مهدی فاطمه (عجل الله تعالی فرجه الشریف) فایده و سودی دارد ؟!  این نوشتار می کوشد به این موضوع بپردازد تا از این رهگذر ارتباطمان را با او مستحکم تر نماییم إن شاء الله .

 

صلوات یک شعار است!

صلوات فرستادن و دعای ما شیعیان برای حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) فارغ از سایر دلایل و علل آن یک «شعار» است ! نه اشتباه نکنید ! مقصودم شعار به معنای عامیانه آن نیست که صدای طبلی توخالی باشد ! بلکه منظور از شعار آن است که به عنوان یک نماد و سمبل شیعیان است .

در روایات توصیه شده است که «صلوات بر پیامبر و اهل بیت او را بلند بفرستید» با بلند کردن صدا به همگان نشان می دهیم که ما چه کسانی را به عنوان رهبر و ولی و سرپرست قبول داریم. جالب تر آن است که در روایات اسلامی و شیعه صلوات با صدای بلند بر طرف کننده نفاق معرفی شده است ! یعنی شیعه بودن و صلوات یک ارتباط تنگاتنگ نمادین و سمبلیک نیز فارغ از سایر علل را دارا می باشند !

در روایات توصیه شده است که «صلوات بر پیامبر و اهل بیت او را بلند بفرستید» با بلند کردن صدا به همگان نشان می دهیم که ما چه کسانی را به عنوان رهبر و ولی و سرپرست قبول داریم . جالب تر آن است که در روایات اسلامی و شیعه صلوات با صدای بلند بر طرف کننده نفاق معرفی شده است !

 

دعا و صلوات یک وظیفه !

علاوه بر خاصیت نماد و شعار بودن صلوات بر پیامبر و اهل بیت طاهرین (علیهم السلام)، دعای فرج و صلوات برای سلامتی حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) که امام زنده ی عصر ماست از جمله توصیه های موکد دینی می باشد. «خدایا برای ولیّت حضرت حجة بن الحسن که درود خدا بر او و خاندان پاکش باد ، در این زمان و در همه ی زمان ها ، ولی و حافظ و رهبر و یاور و دلیل و چشم باش تا آن زمانی که او را در زمنیت با اراده سکنی دهی و بهره مندی از او را طولانی گردانی.»  از همان کودکی می آموزیم که دعای فرج بخوانیم ! در مشکلات و سختی ها موقتی تازه یادمان می افتد که امامی هم داریم ، برای سلامتی او و تعجیل در ظهورش نذر صلوات می کنیم ! براستی چرا صلوات و دعای سلامتی امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) این قدر مورد توصیه های بزرگان قرار دارد ؟

 

 



ادامه مطلب


نوع مطلب : حدیث، 
برچسب ها : امام زمان (عج) پدر ماست، خودت رو دریاب، دعا و صلوات یک وظیفست، دعا و صلوات بر امام زمان (عج) چه فایده ای دارد ؟، صلوات یک شعار است،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 7 آذر 1391 :: نویسنده : soldier3

سلام بر تو (اى حسین بن على) و بر پدرانِ پاك و طاهِـرَت ، سلام برتو و بر فرزندانِ شهیدت ، سلام بر تو و بر خاندانِ یارى دهنده ات (به دین الهى) ، سلام بر تو و بر فرشتگانِ مُلازمِ آرامگاهت ، سلام بر آن كشته مظلوم ، سلام بر برادرِ مسمومش ، سلام بر على اكبر ، سلام بر آن شیر خوارِ كوچـك ، سلام بر آن بدن هاى برهـنه شده ، سلام بر آن خانواده اى كه نزدیك (و همراه سَروَرشان) بودند، 

 سلام بر آن به خاك افتادگان در بیابان ها ، سلام بر آن دور افتادگان از وطن ها ، سلام بر آن دفن شدگـانِ بدون كفن ، سلام بر آن سرهاى جدا شده از بدن ، سلام بر آن حسابگر (اعمالِ خویش براى خدا) و شكیبا ، سلام بر آن مظلومِ بى یاور، سلام بر آن جاى گرفته در خاكِ پاك ، سلام بر صاحـبِ آن بارگـاهِ عالى رتبه ، سلام بر آن كسى كه ربّ جلیل او را پاك و مطهّر گردانید ،

سلام بر آن كسى كه جبرئیل به او مباهات مى نمود، سلام بر آن كسى كه میكائیل در گهواره با او تكلّم مى نمود ، سلام بر آن كسى كه عهد و پیمانش شكسته شد ، سلام بر آن كسى كه پرده حُرمَتش دریده شد، سلام برآن كسى كه خونش به ظلم ریخته شد، سلام برآنكه با خونِ زخم هایش شست و شو داده شد ، سلام بر آنكه از جام هاى نیزه ها جرعه نوشید ، سلام بر آن مظلومى كه خونش مباح گردید ، سلام بر آنكه در ملأ عام سرش بریده شد، سلام بر آنكه اهل قریه ها دفنش نمودند، سلام بر آنكه شاهرَگش بریده شد، سلام بر آن مدافعِ بى یاور، سلام بر آن مَحاسنِ بخون خضاب شده، سلام بر آن گونه خاك آلوده، سلام بر آن بدنِ برهنه ، سلام بر آن دندانِ چوب خورده ،

سلام برآن سرِ بالاى نیزه رفته، سلام بر آن بدن هاى برهنه و عریانى كه در بیابان ها(ىِ كربلاء) گُرگ هاى تجاوزگر به آن دندان مى آلودند، و درندگان خونخوار بر گِردِ آن مى گشتند، سلام برتو اى مولاى من و برفرشتـگانى كه بر گِـردِ بارگاه تو پَر مى كِشند ، و اطرافِ تُربتـت اجتماع كرده اند، و در آستانِ تو طواف مى كنند، و براى زیارت تو وارد مى شوند،

سلام برتو  . من به سوى تو رو آورده ام ، و به رستگارى درپیشگاه تو امید بسته ام ، سلام برتو . سلامِ آن كسى كه به حُرمتِ تو آشناست ، و درولایت ودوستىِ تو مُخلص و بى ریا است ، وبه سببِ محبّت و ولاى تو به خدا تقرّب جسته ، و ازدشمنانت بیزاراست ، سلام كسیكه قلبش ازمصیبت تو جریحه دار، و اشكش به هنگام یادتو جارى است، ...

 

توئی که یاریگرِ حق بودى ، در هنگام بلاء شكیبا و صابر ، حافظ و مراقب دین ، و مدافع حریم آئین بودى،(طریقِ)هدایت را حفظ نموده یارى مینمودى ، عدل و داد را گسترش داده و وسعت مى بخشیدى ، دین و آئینِ الهى رایارى نموده آشكارمى نمودى ، یاوه گویان را (ازادامه راه) بازداشته جلوگیرى میكردى ، حقّ ضعیف را از قوى باز میستاندى ، در قضاوت و داورى بین ضعیف و قوى برابر حُكم مینمودى ،

تو بهار ِسر سبز ِیتیمان بودى ، نگاهبان و حافظ مردم بودى ، مایه عـزّت و سرافرازى اسلام ، معدنِ احكام الهى ، هم پیمان نیكى و احسان بودى ، پوینده طریقه جدّ و پدرت و در سفارشات و وصایا همسانِ برادرت بودى ، وفادار به پیمانها ، داراى سجایاىِ پسندیده ، و باجود و كَرَمِ آشكار بودى ،

شب زنده دار (به عبادت) در دلِ شبهاىِ تاریك ، معتدل ومیانه رو در روشها ،با سجایا و اخلاقِ كریمانه ، داراى سوابقِ باعظمت و ارزشمند ، داراى نَسَبِ شریف ، و حَسَبِ والا ، با درجات و رتبه هاىِ رفیع وعالى ، مناقب وفضائلِ بسیار ، سِرِشتها و طبیعتهاى مورد ستایش ، و با عطایا و مواهبِ بزرگ بودى ،حلیم وصبور ، هدایت شده ، بازگشت كننده بسوى خدا ،  باجود و سخاوت ـ دانا ـ توانا و قاطع ، پیشواى شهید ، بسیارنالان و گریان در پیشگاه خداوند ، محبوب و باهیبت بودى،...

 

وآنچه درتوان داشتى (براى اِعلاءِ كلمه حقّ) بذل نمودى ، داراى ركوع و سجود طولانى بودى ، تو مانند كسیكه از دنیا رخت برخواهد بست ازآن روگردان بودى ، و مانندكسانیكه ازدنیا در وحشت و هراس بسر میبرند به آن نگاه میكردى ، آرزوهایت از (تعلّق به) دنیا بازداشته شده، وهمّت وكوششت از زیور دنیا رو گردانده بود، دیدگانت ازبهجت و سرور دنیا بربسته ، واشتیاق و مِیلَت به آخرت شهره آفاق است ، تا آنكه جور و ستم دستِ تعدّى دراز نمود ، و ظلم و سركشى نقاب از چهره بركشید ، وضـلالت و گمـراهى پیروان خویش را فرا خواند ...

ستمکاران , عهد و پیمان و بیعت تو را شكستند ، و پروردگار تو جدّت را بخشم آوردند و با تو ستیز آغازیدند، پس توبه جهت تویی که بر زدوخورد و پیكار استوار شدى ، ولشكریان فاجر راخورد و آسیا نمودى ، ودرگَرد وغُبار ِنبرد فرو رفتى ، وچنان با ذوالفقار جنگیدى ، كه گویا علىّ مرتضى هستى ، پس چون تو را با قلبى مطمئن ، بدون ترس وهراس یافتند ، شرورِ مكر و حیله شان رابرتو برافراشتند و از درِ نیـرنگ وفساد با تو قتال نمودند، وآن ملعون لشكریانش را فرمان داد ، تا تو را ازآب و استفاده آن منع نمودند، و با تو قتال نمودند ، و به جنگ و مبارزه با تو شتافتند ، و تیرها و خدنگها بسوى تو پرتاب نمودند ، وبراى استیصال وناچار نمودن تو دست دراز كردند ، و حُرمتى براى تو مراعات نكردند ، وازهیچ گناهى درمورد تو خوددارى ننمودند ، چه دركشتن تو و دوستانت  ، و چه درغارت اثاثیه خیمه هایت ، ...

(بارى) تو در گَرد و غُبارهاى جنگ پیش تاختى ، وآزار و اذیّتهاى فراوانى تحمّل نمودى ، آنچنانكه فرشتگانِ آسمانها ازصبر و شكیبائى تو به شگفت آمدند، پس دشمنان از همه طرف به تو هجوم آوردند ، و تو را به سبب زخم ها و جراحتها ناتوان نمودند، و راه خلاص و رفتن برتو بستند ، تاآنكه هیچ یاورى برایت نماند ، ولى تو حسابگر(عمل خویش براى خدا) و صبور بودى ، اززنان و فرزندانت دفاع وحمایت مینمودى ، تاآنكه تو را از اسبِ سوارى ات سرنگون نمودند، پس با بدن مجروح برزمین سقوط كردى ، درحالیكه اسبها تو را با سُم هاى خویش كوبیدند، و سركشان با شمشیرهاى تیزِشان برفرازت شدند ، پیشانىِ تو به عرقِ مرگ مرطوب شد ، و دستانِ چپ و راستت به باز و بسته شدن در حركت بود ، پس گوشـه نظرى به جانب خِیام و حَرَمَت گرداندى ، در حالیكه از زنان و فرزندانت (روگردانده) به خویش مشـغول بودى ، اسبِ سوارى ات با حال نفرت شتافت ، شیـهه كشان و گریـان ، بجانبِ خیمه ها رو نمود ، پس چون بانوانِ حَرَم اسبِ تیز پاى تو را خوار و زبون بدیدند، و زینِ تو را بر او واژگونه یافتند ، ازپسِ پرده ها (ىِ خیمه) خارج شدند، درحالیكه گیسوان برگونه ها پراكنده نمودند ، بر صورت ها طپانچه مى زدند و نقاب ازچهره ها افكنده بودند ، و بصداى بلند شیون میزدند ، و از اوجِ عزّت به حضیض ذلّت درافتاده بودند ، و به سوىِ قتلگاه تو مى شتافتند،

درهمان حال شِمرِملعون برسینه مباركت نشسته ، و شمشیرخویش را برگلـویت سیراب مینمود ، بادستى مَحاسنِ شریفت را درمُشت میفِشرد ، (وبادست دیگر) با تیغِ آخته اش سراز بدنت جدا مى كرد ، تمامِ اعضا و حواسّت ازحركت ایستاد ، نَفَسهاىِ مباركت درسینه پنهان شد ، و سرِ مقدّست برنیزه بالارفت ،

 اهل و عیالت چون بردِگان به اسیرى رفتند ، و در غُل و زنجیر آهنین برفراز جهازِ شتران دربند شدند ، گرماى (آفتابِ) نیمروز چهره هاشان مى سوزاند ، درصحراها و بیابانها كشیده میشدند ، دستانشان به گَردَنها زنجیر شده ، در میان بازارها گردانده میشدند ، اى واى براین سركشان گناهكار ! ،

چه اینكه باكُشتنِ تو اسلام را كُشتند ، و نماز و روزه (خدا) را بدون یاور رها نمودند، و سُنّتها و احكام (دین) را ازبین برده شكستند، و پایه هاىِ ایمان را منهدم نمودند، و آیاتِ قرآن را تحریف كرده ، در (وادىِ) جنایت وعداوت پیش تاختند، براستى رسولِ خدا  « كه درودخدا بر او وآل او باد » (با شهادتِ تو) تنها ماند! (یامظلوم واقع شد)، وكتاب خداوندِ عزّوجلّ مَتروك گردید، وآنگاه كه تو مقهور و مغلوب گشتى، حقّ وحقیقت موردِخیانت واقع شد ، و به فقدانِ تو تكبیرِخدا و كلمه توحید ، حرام وحلالِ دین ، و تنزیل و تأویلِ قرآن جملگى ازبین رفت ، و پس ازتو تغییر و تبدیلِ (احكام) ، كفر و اِلحاد و بى سرپرستىِ دین ، هوى و هوس ها و گمراهیها ، فتنه ها و باطلها , جملگى (برصفحه روزگار) ظاهر شد،

پس پیكِ مرگ نزدِ قبرِجدّت رسول خدا «كه رحمتِ بى پایانِ خداوندى براووآلِ اوباد» ایستاد ، و با اشكِ ریزان خبرِمرگِ تو را به وى داد ، واینگونه گفت كه : اى رسولِ خدا !  دخترزاده جوانمردت شهید شد ، خاندان و حَریمَت مُباح گردید، پس ازتو فرزندانت به اسیرى رفتند ، و وقایع ناگوارى به عترت وخانواده ات وارد شد، پس (از شنیدنِ این خبر) رسول خدا مضطرب و پریشان گردید ، و قلبِ هراسناكَش بگریست ، و فرشتگان و انبیاء (بخاطـر مصیبتِ تو) او را تسلـیت و تعـزیت گفـتند، و مادرت زهـراء (ازانـدوهِ مصیبـتِ تو) دردنـاك شد ، و دستـه هاىِ ملائكه مقـرّبین در آمد و شد بودند، پـدرت امیرمؤمنـان را تعزیت میگفتند، مجالسِ ماتم وسوگوارى براىِ تو در اعلا علیّین برپا شد ،  فردوس ها و جوانانش ، خانه كعبه و مقام ابراهیم ، و مشعرالحرام ، و حلّ و حَرَم جملـگى گریستند، ...

 

بار خدایا ! به حُرمتِ این مكـانِ رفـیع ، بر محمّد و آلِ او رحـمت فرست ، و مرا در زمره آنان محـشور فرما ، و به شفـاعت و وساطتِ آنها مرا داخلِ بهشت گردان و ...

 





نوع مطلب : حدیث، دینی، 
برچسب ها : فرازهائی از زیارت ناحیه مقدسه، زیارت ناحیه مقدسه، مقتل امام حسین (ع) از زبان امام عصر (عج)،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 7 آذر 1391 :: نویسنده : soldier3

بسم الله الرحمن الرحیم

 

زیارت ناحیه مقدسه ، یکی از زیارات مشهور امام حسین(ع) است . این زیارت در روز عاشورا و غیر آن خوانده می شود و به اصطلاح ، از زیارات مطلقه است .

این زیارت ، از امام زمان (ع) صادر شده است , که در واقع نوعی مقتل به شمار می رود و صحنه کربلا و حادثه بزرگ عاشورا را به زیباترین وجه در مقابل چشمان اشکبار و قلب داغدار شخص زائر مجسم می نماید و او را در متن واقعه عاشورا قرار می دهد. و آنگاه که سراسر وجود انسان را سرشار از عشق و معرفت کرد ، جانش را با تولّی و تبری مأنوس می سازد و سلام بر حسین و یارانش ، و بیزاری از یزید و یزیدیان تاریخ را ورد قلب و زبانش می نماید .

این زیارت که مشتمل بر بیش از 70 سلام است  ,  با سلام بر پیامبران الهی و اولیای دین ، ائمه اطهار(ع) آغاز می شود  ؛ سپس ، با سلام بر امام حسین(ع) و یاران با وفایش ادامه می یابد . پس از آن ، به شرح کامل اوصاف و کردار امام حسین(ع) پیش از قیام ، زمینه های قیام حضرت ، شرح شهادت و مصایب آن حضرت ، و عزادار شدن تمام عالم و موجودات زمینی و آسمانی می پردازد . در پایان ، با توسل به ساحت قدس ائمه اطهار و دعا در پیشگاه خداوند متعال ، پایان می پذیرد .

 

زیارت ناحیه مقدسه که از معتبرترین زیارات است , از زبان امام عصر علیه السلام و خطاب به سرور و سالار شهیدان حضرت امام حسین علیه السلام می باشد . سند این زیارت از سوی بزرگترین علمای شیعه خصوصا شیخ مفید ( ره) (م.413ق.) ، سید مرتضی (ره) (م.436 ق.) و ابن مشهدی (ره) (م. 595 ق.) و همچنین سید بن طاووس (ره) (م.664 ق.) مورد تایید و نقل کامل قرار گرفته و از اعتبار زیادی برخوردار است.

 

قابل توجه است که متن کامل این زیارت شریفه در کتب روایی زیر نیز موجود میباشد

محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج 98، ص 317 و تحفة الزائر، ص333، زیارت چهارم امام حسین(ع)؛

محدث نورى ، مستدرك الوسائل ، ج10، ص335؛

شیخ ابراهیم بن محسن كاشانى ، الصحیفة المهدیه ، ص203؛

محدث قمى ، نفس المهموم ، ص233 و ترجمه كمره اى ، ص104؛

میلانى ، قادتنا كیف نعرفهم ،  ج6، ص115؛

گروه نویسندگان (زیر نظر آیت الله بروجردى) ، جامع أحادیث الشیعه ، ج15، ص405؛

سید محمود ، دهسرخى ، رمزالمصیبة ، ج3، ص10.

 

لازم به ذکر است گذشته از اینکه صدور این زیارت شریفه از سوی معصوم قطعی است و تمامی علما در طول یک هزار سال گذشته بر آن صحه گذارده اند . بنابر قول ابن مشهدی رحمه الله علیه صدور این روایت ( زیارت شریفه) از امام مهدی صلوات الله علیه بوده بدین نحو که از ناحیه ایشان صادر گشته – به همین سبب این زیارت که خصوصیتی به روز عاشورا دارد , لکن به نام زیارت ناحیه مقدسه مشهور گشته است – و از طریق یکی از نواب اربعه – سفاری چهارگانه- و توسط راویان حدیث به دست مبارک شیخ مفید رسیده و ایشان به عنوان اولین نقل کننده ی آن شناخته میشوند .

 

بر همین اساس صدور این زیارت از ناحیه امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در كتب متأخران ، بدون هیچ شك و شبهه اى پذیرفته و منعکس شده است که در زیر اسامی تعدادی از عالمانی که در کتب شریفه ی خود به این مهم اشاره نموده اند می آید.

 

محدث قمى در نفس المهموم مى نویسد : فكان كما وصفه ابنه الإمام المهدى.

آیت الله سیدمحمد هادى میلانى هم مى نویسد : ونجد فى زیارة الإم المهدى - صلوات الله و سلامه علیه - وصفاً دقیقاً لما جرى على جده الحسین (ع) .

 

 





نوع مطلب : حدیث، 
برچسب ها : زیارت ناحیه مقدسه، اسناد زیارت ناحیه مقدسه،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 29 آبان 1391 :: نویسنده : soldier3

انبیا در سوگ حسین (علیه‌السلام)

* آدم (علیه‌السلام)

هنگامی كه حضرت آدم (علیه‌السلام) از كربلا می‌گذشت پایش لغزید و به زمین خورد و خون از پایش جاری شد ، سر به آسمان بلند كرد و گفت : خدایا !  آیا گناهی از من سرزده است كه اینگونه كیفر می‌شوم ؟ وحی آمد : نه ! بلكه در این سرزمین فرزندت حسین (علیه‌السلام) به دست ظالمان و ستمكاران به شهادت می‌رسد ، خون تو به نشانه همدردی و همرنگی با او به زمین ریخت .

حضرت آدم (علیه‌السلام) قاتل او را نفرین كرد و به سوی كوه عرفات راهی شد . در عرفات نیز بعد از آنكه آدم (علیه‌السلام) داستان شهادت امام حسین (علیه‌السلام) را از جبرئیل شنید همراه با فرشتگان بر غربت امام گریست و سیلاب اشك بر گونه‌هایش جاری شد [1].

* نوح (علیه‌السلام)

هنگامی كه كشتی نوح بر روی امواج آب به سرزمین كربلا رسید ؛ كشتی او به تلاطم افتاد ، به حدی كه نوح از غرق شدن كشتی ترسید و گفت : پروردگارا !  همه دنیا را سیر كردم و گشتم و چنین دلهره‌ای به من دست نداد .

جبرئیل نازل شد و پیام آورد كه : اینجا شهادتگاه حسین (علیه‌السلام) است و سپس [داستان غربت و مظلومیت اباعبدالله (علیه‌السلام) را بیان كرد]  . آنگاه حضرت نوح (علیه‌السلام) و همراهانش جملگی گریستند و قاتلان حسین (علیه‌السلام) را لعنت كردند [2].

* خضر و موسی (علیهماالسلام)

در ملاقات حضرت خضر و موسی (علیهماالسلام) در مجمع البحرین ، خضر از آزمایش دشوار و مصائب خاندان پیامبر ، در راه حق و عدالت سخن گفت تا جایی كه سخنش به حادثه كربلا رسید [كه با ذكر مصائب و ستمهائی كه بر امام حسین (علیه‌السلام) روا می‌گردد] . صدای این دو پیامبر بزرگوار به گریه بلند شد [و در این مصیبت بسیار گریستند] [3].

* سلیمان (علیه‌السلام)

سلیمان نبی (علیه‌السلام) بر قالیچه خود نشسته بود و در فضا حركت می‌كرد ، هنگامی كه به محل شهادت امام حسین (علیه‌السلام) رسید ، سه بار طوفان شدید ، قالیچه او را چرخاند و به زمین فرود آورد . سلیمان (علیه‌السلام) باد را سرزنش كرد .

باد ، به اراده خدا مرثیه سرایی بر حسین (علیه‌السلام) را آغاز كرد و گفت :  ای پیامبر خدا !  اینجا محل شهادت حسین (علیه‌السلام) است [4].

* حضرت ابراهیم (علیه‌السلام)

بعد از آنكه حضرت ابراهیم (علیه‌السلام) در امتحان الهی درباره كشتن فرزندش اسماعیل قبول شد ، غم اندوه بر او غلبه كرد كه ای كاش این كار را انجام می‌دادم تا به این وسیله بهترین پاداشها را از حق تعالی دریافت می‌كردم . در این هنگام خداوند به او وحی كرد كه : ای ابراهیم !  محبوبترین مخلوق جهان آفرینش كیست ؟!  پاسخ داد : بنده برگزیده‌ات محمد (صلی الله علیه و آله) .

وحی آمد :  او را بیشتر دوست داری یا خودت را ؟ پاسخ داد : او را .

پیام آمد : فرزند او برایت عزیزتر است یا فرزند خودت ؟ پاسخ داد : فرزند او [5].

پیام آمد : ابراهیم ! گروهی كه خود را امت محمد (صلی الله علیه و آله) می‌خوانند پس از او ظالمانه فرزندش حسین (علیه‌السلام) را سر می‌برند و به شهادت می‌رسانند .

ابراهیم (علیه‌السلام) از شنیدن این حادثه سخن بی تاب شد و قلبش به درد آمد و گریست . در این هنگام به او وحی شد : ای ابراهیم! به خاطر گریه و اندوهت بر حسین (علیه‌السلام) و شهادت او پاداش قربانی كردن اسماعیل و درجات والای شكیبایی بر چنین مصیبت بزرگی را بر تو مقرر داشتیم [6].

* اسماعیل (علیه‌السلام)

هنگامی كه اسماعیل (علیه‌السلام) گوسفندان خود را برای چرا به كنار فرات فرستاد ، چوپان به او خبر داد كه چند روز است گوسفندان آب نمی‌آشامند ! اسماعیل (علیه‌السلام) از خداوند سبب آنرا پرسید، جبرئیل نازل شد و گفت : ای اسماعیل ! از گوسفندانت سؤال كن كه علت آنرا می‌گویند .

حضرت به گوسفندان فرمود : چرا از این آب نمی‌خورید ؟

گفتند : به ما خبر رسیده كه فرزندت حسین (علیه‌السلام) در این سرزمین در كنار این نهر تشنه به شهادت خواهد رسید ، به این خاطر ما در اندوه او ، از این نهر نخواهیم نوشید [7] .  [در این حال حضرت اسماعیل بر مظلومیت و عطش امام حسین (علیه‌السلام) سخت گریست].

* عیسی (علیه‌السلام)

زمانی كه عیسی بن مریم (علیه‌السلام) با حواریون از كربلا عبور می‌كردند ، آهوانی را دیدند كه در این زمین جمع شده بودند و می‌گریستند ، پس حضرت عیسی و حواریون نیز در آن سرزمین نشستند و گریه كردند بعد از مدتی یاران سؤال كردند ، یا روح الله ! سبب گریه شما چیست ؟ حضرت فرمودند : آیا می‌دانید این جا چه سرزمینی است ؟ گفتند :  نه .

فرمود : این سرزمینی است كه فرزند پیامبر خدا و جگر گوشه بتول در آن كشته می‌شود و در اینجا دفن خواهد شد .

این آهوان با من سخن گفتند كه در این سرزمین به اشتیاق تربت آن فرزند مبارك چَرا می‌كنیم ، و در اینجا از شر جانواران و درندگان در امان هستیم [8].

 



ادامه مطلب


نوع مطلب : حدیث، 
برچسب ها : انبیاء در سوگ حسین ( ع )،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 23 آبان 1391 :: نویسنده : soldier3

درسهائی از امام علی (ع)

 

مردى از امام علی (ع) , درخواست اندرز كرد . حضرت فرمود ؛

* از كسانى مباش كه بدون عمل صالح به آخرت امیدوار است ، و توبه را با آرزوهاى دراز به تأخیر مى اندازد،* در دنیا چونان زاهدان سخن مى گوید، * اما در رفتار همانند دنیا پرستان است ، * اگر نعمت ها به او برسد سیر نمى شود ، * و در محرومیت قناعت ندارد ، * از آنچه به او رسید شكرگزار نیست و از آنچه مانده ، زیاده طلب است.

* دیگران را پرهیز مى دهد اما خود پروا ندارد ، * به فرمانبردارى امر مى كند اما خود فرمان نمى برد ، * نیكوكاران را دوست دارد ، اما مانند آنان عمل نمی کند ، * گناهكاران را دشمن می داند اما خود یكى از گناهكاران است ، * و با گناهان فراوان مرگ را دوست نمى دارد ، اما در آنچه كه مرگ را ناخوشایند ساخت پافشارى دارد ، * اگر بیمار شود پشیمان مى شود ، * و اگر مصیبتى به او رسد به زارى خدا را مى خواند ؛ * اگر به گشایش ، دست یافت مغرورانه از خدا روى بر مى گرداند ، * نفس به نیروى گُمان ناروا بر او چیرگى دارد ، و او با قدرت یقین بر نفس چیره نمى گردد .

* براى دیگران كه گناهى كمتر از او دارند نگران ، و برای خود بیش ار آنچه که عمل كرده امیدوار است . * اگر بى نیاز گردد مست و مغرور شود ، و اگر تهى دست گردد ، مأیوس و سْست شود ، * چون كار كند در آن كوتاهى ورزد ، و چون چیزى خواهد زیاده روى نماید ، * چون در برابر شهوت قرار گیردگناه را برگزیده ، توبه را به تأخیر می اندازد ، * و چون رنجى به او رسد از راه ملت اسلام دورى گزیند ، * عبرت آموزى را طرح مى كند اما خود عبرت نمى گیرد ، * در پند دادن مبالغه مى كند اما خود پند پذیر نمى باشد.

* سخن بسیار مى گوید ، اما كردار خوب او اندك است ! * براى دنیاى زودگذر تلاش و رقابت دارد اما براى آخرت جاویدان آسان مى گذرد؛ * سود را زیان و زیان را سود مى پندارد ، * از مرگ هراسناك است اما فرصت را از دست مى دهد ، * گناه دیگران را بزرگ مى شمارد، اما گناهان بزرگ خود را كوچك مى پندارد، * طاعت خود را ریاكارانه بزرگ می پندارد در حالیکه مانند همان را برای دیگران به حساب نمی آورد ، * خوشگذرانى با سرمایه داران را بیشتر از یاد خدا با مستمندان دوست دارد ، * به نفع خود بر زیان دیگران حكم مى كند اما هرگز به نفع دیگران بر زیان خود حكم نخواهد كرد.

 

حکمت 150 نهج البلاغه





نوع مطلب : حدیث، دینی، 
برچسب ها : نهج البلاغه، حکمت 150 از نهج البلاغه، سخنان گهر بار امام علی (ع)،
لینک های مرتبط :

قال ابو عبدالله علیه السلام:
احمل نفسك لنفسك فان لم تفعل لم یحملك غیرك.
امام صادق علیه السلام:
خودت را به خاطر خودت به زحمت و مشقت بیانداز زیرا اگر چنین نكنى دیگرى خودش را براى تو به زحمت نمى افكند.





نوع مطلب : دینی، فرهنگی و اجتماعی، حدیث، 
برچسب ها : خودت را به خاطر خودت به زحمت و مشقت بیانداز، امام صادق علیه السلام، حدیثی از امام صادق علیه السلام،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 10 آبان 1391 :: نویسنده : soldier3

ثواب گفتن لا اله الا الله

1. پیامبر صلى الله علیه و آله فرمودند: خداى عزوجل به موسى بن عمران فرمودند: اى موسى ! به راستى كه آسمانها و ساكنان آنها كه نزد من هستند و زمینهاى هفتگانه را در یك كفه گذاشته و لا اله الا الله را در كفه دیگرى بگذارند، لا اله الا الله سنگین تر از آنها خواهد بود.
2. پیامبر صلى الله علیه و آله فرمودند؛ دو چیز عامل دو چیز است : كسى كه بمیرد در حالى كه گواهى مى دهد كه خدایى جز خداى یگانه نیست ، وارد بهشت مى شود و كسى كه بمیرد در حالى كه شریكى براى خداوند مى داند، وارد جهنم مى شود.
3. امام محمد باقر علیه السلام فرمود كه رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمودند: هر چیزى هموزنى دارد، مگر خداوند و لا اله الا الله كه هموزنى ندارند و هر قطره اشكى بر صورت او جارى شود، هیچ گاه فقر و خوارى را نخواهد دید.
4. امیرالمؤ منین علیه السلام فرمودند: هیچ بنده مسلمانى نیست كه بگوید لا اله الا الله مگر این كه بالا رفته و هر سقفى را مى شكافد و به هیچ كدام از گناهان او بر نمى خورد، مگر این كه آن را پاك مى كند تا این كه به خوبیهایى همانند خود برسد و بایستد.
5. رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمودند: مومنى نیست كه بگوید لا اله الا الله مگر این كه گناهان كارنامه اش پاك شده و این عمل در كنار خوبیهاى همانند خود قرار مى گیرد.
 
ثواب گفتن صد بار لا اله الا الله
امام صادق علیه السلام فرمودند: كسى كه وقت رفتن به رختخواب صدبار لا اله الا الله بگوید، خداوند خانه اى در بهشت براى او مى سازد و كسى كه هنگام رفتن به رختخواب صدبار از خداوند آمرزش بخواهد، گناهان او مى ریزد، همانگونه كه برگ درخت مى ریزد.
 
ثواب گفتن لا اله الا الله وحده وحده وحده
امام باقر علیه السلام فرمودند: جبریل نزد رسول خدا آمد و گفت : اگر شخصى از امت تو لا اله الا الله وحده وحده وحده بگوید، خوشبخت خواهد شد.
 
ثواب گفتن لا اله الا الله با اخلاص
امام باقر علیه السلام فرمود كه رسول خدا فرمودند: جبرییل میان صفا و مروه نزد من آمده گفت : هر كس از امت تو با اخلاص لا اله الا الله بگوید، وارد بهشت مى شود.
 
ثواب گفتن لا اله الا الله با صداى بلند
امام صادق علیه السلام فرمودند: رسول خدا فرمودند: هیچ مسلمانى بلند نمى گوید لا اله الا الله مگر این كه بى درنگ گناهانش زیر پاهایش ‍ مى ریزند؛ همانگونه كه برگهاى درخت زیر آن مى ریزد.


ادامه مطلب


نوع مطلب : دینی، حدیث، 
برچسب ها : لا اله الا الله، ثواب گفتن لا اله الا الله،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات