تفکر
سلام خوش آمدید
درباره وبلاگ


بسـم الله الرحـمن الرحیـم
در بیابان این دنیای گذران به دنبال کشتی نجات باشیم و تمسخر این مردمان قوم نوحی(ع) ما را از سیل قیامت غافل نکند که دیگر متولد نخواهیم شد.

مدیر وبلاگ : علی
مطالب اخیر
نویسندگان
چهارشنبه 4 بهمن 1391 :: نویسنده : علی

برای اطلاع از سبک برخورد اهل بیت علیهم السلام با مذاهب دیگر ، عکس مربوطه را مشاهده کنید.

اینجا کلیک کنید.





نوع مطلب : حدیث، دینی، اخلاق، فرهنگی و اجتماعی، دریافت ( DOWNLOAD ، تحمیل )، 
برچسب ها : سبک زندگی اهل بیت علیهم السلام با عامه، طرز برخورد با اهل سنت، چگونگی رفتار اهل بیت با اهل سنت، اهل سنت، چگونه با اهل سنت برخورد کنیم، رفتار با اهل سنت، عامه،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 3 بهمن 1391 :: نویسنده : علی
شیطان به رسول خدا (ص) گفت که طاقت دیدن و تحمل این شش خصلت را از امت پیامبر اکرم (ص) را ندارد. و آن شش خصلت عبارتند از :
1 هنگامیکه به هم می رسند سلام می کنند.
2 با هم مصافحه می کنند.
3 برای هر کاری که می خواهند انجام دهند ان شاالله می گویند.
4 از گناه استغفار می کنند.
5 تا نام حضرت محمد (ص) را می شنوند صلوات می فرستند.
6 ابتدای هرکاری بسم الله الرحمن الرحیم می گویند.




نوع مطلب : دینی، حدیث، اخلاق، 
برچسب ها : شش خصلت ضد شیطان، شش خصلت، شیطان،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 27 دی 1391 :: نویسنده : soldier3

بهترین زندگى در پرتو سخنان امام سجاد (ع )

 

درباره حاجت و حاجتمندان

بخشى از دعاى شماره 12 از صحیفه سجادیه :
اى حاجتمندان !
بدانید كه براى حوائجتان جز در خانه خداوند، محل طلبیدنى نیست و براى گناهانتان غیر از خداوند، آمرزنده اى نیست .

بخشى از دعاى شماره 13 از صحیفه سجادیه :
_ خداوند آخرین مقصد آرزوهاست .او نعمت هایش را به بها نمى دهد و به بهانه میدهد. خداوند كریم و بخشنده و مهربان ، عطاهایش را به كدورت منت نمى آلاید.
_ خداوند كسى است كه به وسیله او از خلق مى توان بى نیاز شد، ولى هیچ گاه از او نمى توان بى نیاز شد.

_ به سوى خدا بروید.
فقط از خدا درخواست رفع نیازها و احتیاجات و گرفتاریهایتان را بنمائید.
مسئلت هاى شما (هر قدر هم فراوان باشد) گنج هاى خدا را خالى نمى كند.

_ براى برآورده شدن حاجتتان و رفع فقر و گرفتارى به هیچ وسیله اى جز خداى تبارك و تعالى پناه نبرید.
جایگاه طلب حاجت و راه رفع گرفتارى و فقر، پناه بردن و مسئلت نمودن از درگاه بارى تعالى است .


_ هر كس حاجت خود را به یكى از بندگان محتاج و فقیر خداوند بگوید، یا او را بجاى خدا وسیله بر آمدن حاجت یا حاجتهایش قرار دهد، خود را در معرض نومیدى و زیان قرار داده و نمى تواند انتظار احسان از جانب خداوند براى خودش را داشته باشد.

_ حاجت خود را به كسانى كه خودشان حاجتشان را نزد خدا مى برند و بى نیاز از خدا نیستند، نبرید.
حاجت خود را به كسى بگوئید كه همه محتاجان و نیازمندان حاجتشان را به او مى گویند و او برآورنده حاجت همه مستمندان و محتاجان و حاجتمندان است .

 



ادامه مطلب


نوع مطلب : حدیث، دینی، 
برچسب ها : بهترین زندگى در پرتو سخنان امام سجاد (ع )، سخنان امام سجاد (ع) درباره حاجت و حاجتمندان، گزیده ای از صحیفه سجادیه،
لینک های مرتبط :

 

20 سخن گهربار از امام حسن مجتبی (ع)

 

1. از آن‌ حضرت‌ سؤال‌ شد : زهد چیست‌ ؟ فرمود : رغبت‌ به‌ تقوى‌ و بى‌ رغبتى‌ به‌ دنیا .

2. از آن‌ حضرت‌ سؤال‌ شد : مروت‌ چیست‌ ؟ فرمود : حفظ دین‌ ، عزت‌ نفس‌ ، نرمش‌ ، احسان‌ ، پرداخت‌ حقوق‌ و اظ‌هار دوستى‌ نسبت‌ به‌ مردم‌ .

3. از آن‌ حضرت‌ سؤال‌ شد : كرم‌ چیست‌ ؟ فرمود : بخشش‌ پیش‌ از خواهش‌ و اطعام‌ در قحطى‌ .

4. از آن‌ حضرت‌ سؤال‌ شد بخل‌ چیست‌ ؟ فرمود : آنچه‌ در كف‌ دارى‌ شرف‌ بدانى‌ ، و آنچه‌ انفاق‌ كنى‌ تلف‌ شمارى‌ .

5. از آن‌ حضرت‌ سؤال‌ شد : بى‌ نیازى‌ چیست‌ ؟ فرمود : رضایت‌ نفس‌ به‌ آنچه‌ برایش‌ قسمت‌ شده‌ ، هر چند كم‌ باشد .
 

6. از آن‌ حضرت‌ سؤال‌ شد : فقر چیست‌ ؟ فرمود : حرص‌ به‌ هر چیز ..

7. از آن‌ حضرت‌ سؤال‌ شد : شرف‌ چیست‌ ؟ فرمود : موافقت‌ با دوستان‌ و حفظ همسایگان‌ .

8. از آن‌ حضرت‌ سؤال‌ شد : پستى‌ و ناكسى‌ چیست‌ ؟ فرمود : به‌ خود رسیدن‌ و بى‌اعتنایى‌ به‌ همسر .

9. شخصى‌ به‌ امام‌ حسن‌ - علیه‌ السلام‌ - عرض‌ كرد : اى‌ پسر پیامبر خدا چرا ما از مرگ‌ اكراه‌ داریم‌ و آن‌ را دوست‌ نداریم‌ ؟ حضرت‌ فرمود : چون‌ شما آخرت‌ خود را خراب‌ و دنیایتان‌ را آباد كرده‌اید ، بنابراین‌ انتقال‌ از عمران‌ و آبادانى‌ به‌ خرابى‌ و ویرانى‌ را دوست‌ ندارید .
(بحار الانوار ، ج‌ 44 ، ص‌ 110)

10. از خدا بر حذر باشید با زیادى‌ یاد او ، و از خدا بترسید به‌ وسیله‌ تقوى‌ ، و به‌ خدا نزدیك‌ شوید با طاعت‌ ، به‌ درستى‌ كه‌ او نزدیك‌ است‌ و پاسخگو .

 



ادامه مطلب


نوع مطلب : حدیث، 
برچسب ها : 20 سخن گهربار از امام حسن مجتبی (ع)، امام حسن (ع) و درس زندگی،
لینک های مرتبط :
شنبه 16 دی 1391 :: نویسنده : علی

مى‏دانى اگر در صورتش موى نمى‏رویید، همواره به هیأت و صورت زنان و بچگان مى‏ماند، در نتیجه نه ابّهت داشت و نه وقار؟

مفضّل مى‏گوید: عرض كردم: آقاى من! من كسانى را دیده‏ام كه بزرگ و كهنسال بوده‏اند ولى مویى بر رویشان نروییده است.

حضرت- علیه السّلام- فرمود:

«این به خاطر اعمالى است كه از پیش فرستاده‏اند و خداى جلّ و علا هیچ گاه بر بندگانش ستم روا نمى‏دارد». (انفال، آیه 51) جز خدایى كه از نیستى‏اش رهانید و هستى‏اش بخشید، چه كسى همواره در اندیشه برآورى این همه نیازهاى اوست و تأمین آنها را خود بر عهده گرفته است؟

اگر چنین تدبیر و حكمتى زاییده اهمال و رها بودن امور به حال خود بود، مى‏بایست از تقدیر و هدفمندى نیز اختلال و ناهماهنگى برخیزد؛ زیرا این دو ضدّ اهمال‏اند. [و باید نتیجه آنها نیز با نتایج اهمال نسازد] بى‏شك چنین سخنى ناشایست و ناصواب و نشانه ناآگاهى و كم‏مایگى گوینده آن است؛ چه هیچ گاه در اثر اهمال و بى‏تدبیرى، درستى و صواب پدید نمى‏آید و تضاد نیز نظم و هماهنگى را در پى ندارد. خداوند چه بسیار منزه و والاتر از گفته ملحدان است. (اسراء، آیه 43)

کتاب توحید مفضل ،ترجمه نجف علی میرزایی





نوع مطلب : دینی، حدیث، دانستنی ها، 
برچسب ها : راز رویش مو بر صورت‏، ریش، چرا مردها ریش دارند،
لینک های مرتبط :

اصحاب «مانى» و دیگران كه خواستند بر آفرینش و هدفمندى آن اشكال گیرند، رویش مو در روى زهار و زیر بغل را ناروا شمردند، غافل از اینكه رشد مو در این مكانها با وجود رطوبت در آنها مرتبط است و چنان كه گیاه در جاى مرطوب مى‏روید، مو نیز در این جایها رشد مى‏كند. آیا نمى‏بینى كه این جایها براى پذیرش مواد زاید بدن از همه جا مناسبتر است؟ وانگهى این امر باعث مى‏شود كه [گذشته از تدابیر الهى‏] خود انسان نیز قدرى به بدن خود برسد و از رهگذر بهداشت و نظافت، تنى سالم داشته باشد. همچنین با كوتاه كردن موهاى زاید بدن، روحیه‏

آتشین، تندى، سرمستى و خشم او شكسته شود و از پرداختن به سرگرمیهاى گمراه‏كننده و بیكارى پرهیز نماید.

کتاب توحید مفضل ، ترجمه نجف علی میرزایی





نوع مطلب : دینی، حدیث، دانستنی ها، 
برچسب ها : راز رویش مو در روى زهار و زیر بغل‏، موهایی زائد، چرا خدا موهای زائد را آفرید،
لینک های مرتبط :

اى مفضّل! در حال كسى كه از داشتن دیده محروم است، اندیشه كن. بنگر كه چگونه در كارش نارسایى پدید میآید. این شخص قدمگاهش را نمیشناسد، مقابلش را نمیبیند، رنگها را از هم باز نمیشناسد، زشت و زیبا را تفاوت نمیدهد. اگر ناگاه بر گودالى مشرف شود آن را نمیبیند، اگر دشمنى به او هجوم برد نمیشناسدش. بدرستى توان كتابت و تجارت و صیاغت (زرگرى، ریخته‏گرى) ندارد. تا جایى كه اگر از ذهن و اندیشه برخوردار نباشد همانند یك سنگ در حال سقوط است.

همچنین كسى كه نمیشنود، نارسایى بسیار در كارش پدید میآید. روح و لذت مخاطبه (گفت و شنود) و محاوره را از دست میدهد، از نغمه‏هاى دلربا و الحان راحت افزا محروم است، براى مردم گفتگو با او بسیار دشوار و ملال‏آور میشود. مانند یك غایب و مرده بدرستى از اخبار مردم دیگر آگاه نمیشود در حالى كه همه چیز را مشاهده میكند و زنده است.

امّا اگر عقل و اندیشه نداشته باشد، به حیوان میماند و چه بسا بسیارى از مصالح حیوانات را نداند و نتواند [؛ زیرا حیوانات از سر غریزه كارهاى شگفتى میكنند].

آیا نمىیبینى كه چگونه براى انسان اعضا، عقل و دیگر ویژگیها آفریده شد تا با نبود و یا ناقص بودن آنها دشوارى در كارش رخ ندهد و آفرینش او تمام و كامل باشد. چرا چنین شد؟ آیا این جز بیانگر خلقتى حكیمانه و عالمانه است؟

مفضّل میگوید: عرض كردم: پس از چه روى برخى از مردم شمارى از این اعضا را ندارند و به خاطر آن در دشواریهایى كه فرمودید میافتند؟

فرمود: این امر گاه براى آن است كه شخص مبتلا، تأدیب شود و نیز دیگران از آن، درس عبرت بگیرند. چنان كه گاه پادشاهان مردم را به خاطر این اهداف تأدیب میكنند. بیشك این اعمال آنان، گاه پسندیده و تدبیرى نیكوست.

همچنین كسانى كه دچار این بلاها میشوند اگر [بى‏شكیب نباشند و] خداى را سپاس گویند و به درگاهش انابه كنند، پس از مرگ از پاداش عظیم و بسیار بهره‏مند میگردند تا جایى كه اگر پس از مرگ اختیار داشته باشند چنین میخواهند كه بار دیگر در بلاها درافتند و از پاداش و اجر الهى سود ببرند.

کتاب توحید مفضل ،ترجمه نجف علی میرزایی





نوع مطلب : دینی، حدیث، دانستنی ها، 
برچسب ها : حكمت محروم بودن عدّه‏اى از چشم و گوش و عقل‏، چرا بعضی کورند، چرا بعضی کرند، چرا خدا بعضی را دیوانه آفرید،
لینک های مرتبط :
شنبه 16 دی 1391 :: نویسنده : علی

باعقلترین مردم خوش‏خلق‏ترین آنها است‏.

میان ایمان و كفر فاصله‏اى جز كم عقلى نیست‏.

حجت خدا بر بندگان پیغمبر است و حجت میان بندگان و خدا عقل است‏.

پایه شخصیت انسان عقل است و هوش و فهم و حافظه و دانش از عقل سرچشمه میگیرند. عقل انسان را كامل كند و رهنما و بیناكننده و كلید كار اوست و چون عقلش بنور خدائى مؤید باشد دانشمند و حافظ و متذكر و با هوش و فهمیده باشد و از این رو بداند چگونه و چرا و كجاست و خیر خواه و بدخواه خود را بشناسد و چون آن را شناخت روش زندگى و پیوست و جدا شده خویش بشناسد و در یگانگى خدا و اعتراف بفرمانش مخلص شود و چون چنین كند از دست رفته را جبران كرده برآینده مسلط گردد و بداند در چه وضعى است و براى چه در اینجاست و از كجا آمده و بكجا میرود؟ اینها همه از تأیید عقل است.

 





نوع مطلب : حدیث، دینی، فرهنگی و اجتماعی، 
برچسب ها : عقل، جایگاه عقل، شناخت عقل، عقل انسان،
لینک های مرتبط :

و اما آبى كه از دهان اطفال جارى میشود و اكثر اوقات سبب دفع رطوبتى میگردد كه در ابدان ایشان بماند، هر آینه احداث دردهاى عظیم در ایشان نماید چنانچه میبینى كسى را كه رطوبت بر او غالب میشود یا دیوانه و مخبّط میشود یا به فلج و لغوه و اشباه آن مبتلا می‏گردد.

پس خداوند علیم در كودكى مقرر گردانیده كه این رطوبت از دهان ایشان دفع شود تا موجب صحت ایشان در بزرگى گردد. و تفضّل كرده است بر خلق خود به آنچه جاهلند به حكمت آن و لطف كرده است بر ایشان به آنچه نمیدانند آن را.

و اگر بشناسند نعمتهاى او را بر خود، هر آینه تفكّر در آنها مشغول گرداند ایشان را از ارتكاب معصیت او، منزّه است خداوندى كه بزرگ و كامل است نعمتهاى او بر مستحقین و غیر ایشان از خلق بى‏پایان، و بلندتر است از آنچه میگویند مبطلان و ملحدان بلندى بسیار.

توحید مفضل، ترجمه علامه مجلسی





نوع مطلب : دینی، حدیث، دانستنی ها، 
برچسب ها : فایده و حكمت سرازیر شدن آب دهان اطفال‏، آب دهان کودکان،
لینک های مرتبط :

پس امام علیه السّلام فرمود كه: اگر فرزند، دانا و عاقل متولد میشد، هر آینه دنیا در نظرش بسیار غریب مینمود و حیران میماند به جهت آن كه بناگاه امرى چند میدید كه نمیدانست، و وارد میشد بر او غرایبى كه مانند آنها مشاهده نكرده بود از اختلاف صور عالم و مرغان و چهار پایان و غیر آنها و ساعت به ساعت و روز به روز.

و عبرت بگیر براى این، از حال كسى كه او را اسیر كنند و از شهرى به شهرى برند و او عاقل باشد مانند واله و حیران او را وحشتى میباشد با آن كه اوضاع شبیه به آنها را بسیار دیده است و كسى را كه در كودكى و نادانى اسیر كنند سخن و ادب زودتر میآموزد از كسى كه در دانائى و بزرگى او را اسیر كنند.

و ایضا اگر عاقل متولد شود، مذلّتى در خود خواهد یافت از آن كه نتواند به راه رفتن و او را بر دوش گیرند و در خرقه‏ها پیچند و در گهواره خوابانند و بر رویش جامه افكنند، و حال آن كه ناچار است براى او این امور براى رقّت بدن و رطوبتى كه در اعضاى او است در هنگام متولد شدن.

و ایضا اگر در حین ولادت عقلش كامل و اعضایش قوى میبود و در كار خود مستقل میبود، حلاوت تربیت اولاد زایل میشد و مصلحتى كه پدر و مادر را در تربیت فرزندان هست به عمل نمیآمد.و حكمتى كه در این تربیت است كه بعد از احتیاج پدر و مادر به تربیت ایشان مكافات حقوق آباء و امّهات بكنند برطرف میشد، و پدران و فرزندان به یك دیگر الفت نمیگرفتند زیرا كه فرزندان از تربیت و محافظت ایشان مستغنى میبودند، پس در همان ساعت كه از مادر متولد میشدند از ایشان جدا میشدند، و كسى پدر و مادر خود را نمیشناخت و نمیتوانست احتراز كرد از نكاح و خواستگارى مادر و خواهر و محرمان خود و كمتر قباحتى بلكه شنیع‏تر و قبیح‏تر از همه‏ آنست كه اگر با عقل از شكم مادر بیرون آید خواهد دید چیزى كه حلال و نیكو نیست دیدن آن، یعنى عورت مادر. آیا نمیبینى چگونه هر امرى از امور خلقت را باز داشته با نهایت صواب و حكمت و خالى گردانیده خورد و بزرگ امور خود را از شوائب خطا و زلل.

منبع:توحید مفضل، ترجه علامه مجلسی،





نوع مطلب : دینی، حدیث، دانستنی ها، 
برچسب ها : چرا نوزاد هنگام تولد فاقد عقل و قوه تشخیص است؟،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 5 دی 1391 :: نویسنده : soldier3

تحریم همنشینى با دروغگو و گنهكار و بخیل و نادان و قاطع رحم از دیدگاه معصومین ( ع )

 

1- امام صادق (ع) از پدر بزرگوارش نقل مى‏كند كه : پدرم علىّ بن الحسین (ع) به من فرمود :

اى پسر عزیزم با پنج گروه دوستى و گفتگو و مسافرت مكن ؛ امام باقر (ع) سؤال مى‏كنند آن پنج گروه را معرّفى فرمایید، امام سجّاد (ع) فرمود :

1- از دوستى با دروغگو بپرهیز زیرا دروغگو مانند سراب است كه دور را نزدیك و نزدیك را دور مى‏نمایاند.  2- از دوستى با فاسق اجتناب كن زیرا تو را به یك وعده غذا و به كمتر از آن مى‏فروشد.  3- از دوستى با بخیل بپرهیز زیرا وقتى كه خیلى به كمك او نیازمند باشى (كمك نمى‏كند) و تو را خوار مى‏گرداند.  4- از دوستى با كسى كه از بستگان بریده و قطع رحم نموده است بپرهیز ، زیرا در سه جا از قرآن نفرین شده است.

  الف: (شما (منافقان) اگر (از فرمان خدا و طاعت قرآن) روى بگردانید یا در زمین فساد و قطع رحم كنید باز هم امید (نجات) دارید؟

  ب: (آنان كه پس از پیمان بستن (با خدا و رسول) عهد خدا را شكستند و نیز آنچه را خدا به پیوند آن امر كرده بریدند ، و در روى زمین  فساد و فتنه برانگیختند ، براى آنهاست لعنت خدا ، و منزلگاهشان دوزخ است » .

  ج: و در سوره بقره فرموده است: «كسانى كه عهد خدا را پس از پیمان بستن مى‏شكنند و آنچه را خدا به پیوند آن امر كرده مى‏برند، و در روى زمین فساد مى‏كنند به حقیقت زیانكارند.

 

2- امام جعفر صادق (ع) فرمود : از دوستى با نادان بپرهیز زیرا هر چه به او نزدیكتر شوى به بدى نزدیك شده‏اى [ و از جانب او جز بدى به تو نمى‏رسد. ]

 

3- سیّد رضى (در نهج البلاغه) گوید : پیشواى مؤمنان على (ع) فرمود : اى فرزندم از دوستى با نادان بپرهیز ، زیرا او مى‏خواهد به تو سود برساند ولى زیان مى‏رساند ، از دوستى با بخیل اجتناب كن زیرا هنگام شدیدترین حاجت تو را رها مى‏سازد ، و از دوستى با بد كار بر حذر باش زیرا تو را به چیز كمى مى‏فروشد ، و از دوستى با دروغگو بپرهیز زیرا او مانند سراب است ، دور را به تو نزدیك و نزدیك را به تو دور مى‏نمایاند.

 

4- امام محمّد باقر (ع) فرمود: به چهار شخص نزدیك مشو و دوستى مكن :

نادان ، بخیل ، ترسو  و دروغگو ؛  امّا نادان مى‏خواهد به تو سود برساند ولى ضرر مى‏زند ، امّا بخیل چیزى از تو مى‏گیرد ولى چیزى به تو نمى‏دهد ، امّا ترسو از تو و از پدر و مادر خویش مى‏گریزد ، امّا دروغگو راست مى‏گوید ولى كسى سخن او را تصدیق نمى‏كند .

 

5- امام جعفر صادق (ع) از پدر بزرگوارش نقل مى‏كند كه امام باقر (ع) فرمود :

خواستم به سفر بروم ، پدرم علىّ بن الحسین (ع) به من سفارش كرد : اى پسرم از دوستى و معاشرت با احمق بپرهیز و با او معاشرت نكن  . زیرا احمق در حضور و غیاب به دنبال عیبجویى است .

اگر سخن بگوید نادانى‏اش او را رسوا گرداند ، و اگر سكوت كند ناتوانى در گفتار او را كوچك مى‏كند و اگر كارى انجام دهد آن را تباه سازد ، و اگر مسئولیتى به عهده گیرد آن را ضایع مى‏كند ، دانش او باعث بى‏نیازى او نیست و دانش دیگران هم به وى سود نمى‏رساند ، نصیحت ناصحان را نمى‏پذیرد ، دوستش از او آسایشى نمى‏یابد ، مادرش دوست دارد در عزایش بنشیند ، و همسرش مى‏خواهد او را از دست بدهد ، همسایه‏اش مى‏خواهد از او دور باشد ، و دوست وى تنهایى را بر مجالسش ترجیح مى‏دهد ، اگر در مجلسى از دیگران كوچكتر باشد آنها از دست او در رنج و عذابند ، و اگر بزرگتر از دیگران باشد آنان را به فساد مى‏كشاند .

 

منبع :

آداب معاشرت از دیدگاه معصومان علیهم السلام
ترجمه كتاب العشره وسائل الشیعه

شیخ حرّ عاملى
ترجمه: محمد على فارابى، یعسوب عباسى على كمر





نوع مطلب : حدیث، اخلاق، 
برچسب ها : آداب معاشرت از دیدگاه معصومین، تحریم همنشینى با دروغگو و گنهكار و بخیل و نادان و قاطع رحم،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 4 دی 1391 :: نویسنده : soldier3

در معارف اسلامی حوزه راهزن شناسی زیر شاخه ی دشمن شناسی است . دشمن اصلی شیطان است . اگر ما بخواهیم شب را به خوبی بشناسیم باید عدم نور یا ظلمت را بشناسیم . یکی از بهترین راههای شناخت هر چیز شناخت ضد آن چیز است . پس این شناخت بسیار ضرورری است . پس اگر می خواهد امام شناسی ما قوی باشد ، باید دشمن شناسی ما هم قوی باشد . در این بحث ما به راه، راهرو ، رهبر و رهزان اشاره می کنیم که باید راه شناسی ما قوی باشد که راه همان صراط مستقیم است ، راهرو شناسی یعنی شناس کسانی که خدا به آنها نعمت داده است که همان اولیاء هستند ، رهبر شناسی یعنی شناخت امام و راهزن شناسی یعنی شناخت دشمن که همان شیطان است .

آیات 11 تا 30 سوره اعراف در مورد شیطان شناسی است . این سوره ، دانشگاه شیطان شناسی است . اگر ما با هدف الهی شیطان را بشناسیم که با آن مبارزه کنیم  . آیات شیطان شناسی در قرآن زیاد است . کلمه ی ابلیس یازده مرتبه و کلمه ی شیطان بطور مفرد هشتاد و هشت مرتبه در قرآن آمده است .  تعداد رذایل اخلاقی انسان نود ونه تا است . علمای اخلاق می فرمایند که شاید این تعداد نام اشاره ای به اخلاق رذیله باشد یعنی هر رذیله ای شیطانی دارد ، برانگیخته حسد در انسان شیطانی دارد ، برانگیختن غرور ، بخل  و ... شیطان ویژهای دارد .

شیطان کبر کرد و عبادت شش هراز سال خودش را دید و استکبار ورزید و رانده شد . شیطان در مقابل کبریایی خدا کبر ورزید . در آیه 13 سوره اعراف می فرماید : خارج شو از کبر ، تو در این مقام نیستی ، تو از خارج شدگان هستی . در آیه بعد ابلیس می گوید که تو مرا از مقام اصلی ام دور کردی و مرا راندی . ( اشتباه ابلیس این بود که اشتباه خودش را به خدا نسبت داد) در مقابل این من بر سر راه شان ( صراط مستقیم) به کمین می نشینم ( تا شیطان از غفلت راهروها استفاده کند و آنها را گمراه کند .

درآیه هفدهم به حمله ی چهار جانبه شیطان اشاره می کند . می فرماید : آنها را مورد حمله قرار می دهم ، از پشت سر ، از راست ، از سمت چپ  و  از روبرو . ( نشانه ی یک قلبی که از چهار جهت مورد حمله شیطان قرار گرفته است ، این است که کفران نعمت می کند و شکر نعمت نمی کند . و نعمت ها را در راه غیر خدا بکار می برد.)

این چهار جهت ، جهت های جغرافیایی نیستند و هر کدام معنایی فراتری دارد .

در تفسیر قمی روایتی از امام باقر (ع) داریم که حمله از جلو یعنی ایجاد غفلت و حجاب است نسبت به غفلتی که انسان از روبرو دارد. ما آخرت را در روبرو داریم . شیطان نسبت به مرگ و دنیای آخرتی که ما در پیش داریم برای ما ایجاد غفلت می کند، گویی که همه چیز در این دنیا خلاصه شده است . پس شیطان نسبت به آخرت ، حساب و کتاب قیامت ما را مورد غفلت قرار می دهد تا ما آنها را فراموش کنیم و حب دنیا را در دل مان داشته باشیم . اگر ما بخواهیم راهروی حقیقی امامت باشیم باید معاد را بخوبی بشناسیم . در قرآن بیش از 1200 آیه در مورد جهان پس مرگ آمده است ؛ یعنی یک پنج قرآن در مورد قیامت و حیات پس از مرگ است ، پس اگر شیطان موفق بشود که بین ما و قیامت حجاب بیندازد ، در واقع بیش از یک پنج نقشه ی راه که قرآن است را از کار انداخته است و آنرا از ما ربوده است . و ما بدون این قسمت از نقشه دچار راهزن های راه خواهیم شد . در هر صفحه ای از قرآن ، خدا گریزی به مرگ و جهان آخرت زده است . این کتاب یادآوری است و نقشه ی راه است و غفلت زدایی می کند.

حمله از پشت سر در حقیقیت ایجادغفلت است از آنچه که ما پشت سر خودمان می گذاریم و می رویم یعنی نسبت به مال و ثروت دنیا ایجاد غفلت می کند . شیطان ما را نسبت به چیزی که ما باید آنرا پشت سر بگذاریم و برویم ، دلبسته می کند،

حمله از دست راست یعنی ایجاد شبهه و شعبه در دین حقیقی .

حمله از دست چپ یعنی ایجاد شهوت و شیطان ، انسان را به سمت شهوت گرایی سوق می دهد. اصحاب شِمال کسانی هستند که پیرو شهوت از راه حرام بوده اند.

از بالا و پایین راه شیطان بسته خواهد بود . وقتی انسان به بالا بنگرد ، بالا راه نزول خیرات و مغفرت الهی است و وقتی انسان به پایین بنگرد و در برابر خدا خضوع کند ، راه شیطان در این پایین بسته است .

 امام باقر (ع) حمله ی شیطان را از سه جبهه ترسیم می کند . امام می فرماید : جبهه ی اول این است که شیطان نسبت به بهشت ، جهنم و حساب و کتاب ایجاد تردید می کند . در جبهه ی دوم ، شیطان ایجاد طمع بیجا نسبت به عفو و رحمت الهی می کند . ما باید بدانیم که عفو و بخشش الهی روی حساب و کتاب است و نیاز به بازگشت و توبه دارد . در جبهه ی سوم شیطان ، ایجاد فریفتگی نسبت به گناه می کند.

زمانیکه این آیه نازل شد ( وقتی فردی گناه می کند و بعد توبه می کند ، خدا او را می بخشد ) ابلیس ضجه ای در بالای کوه کشید و به سپاهش گفت که آیه ای نازل شده است که تمام دسیسه های ما را نقش به آب می کند . یکی از فرماندهان شیطان بنام وسواس خناس گفت که من باب استغفار را از اثر می اندازم ، من برای آنها زینت سازی می کنم و توبه را از یاد آنها می برم و مرتب در گوش آنها می گویم که وقت زیاد است توبه را برای آینده بگذار یعنی تسویف . ابلیس وکالت ویژه به وسواس خناس داد که تا قیامت کار تسویف را انجام دهد . اگر شیطان شما را وسوسه کرد که هنوز وقت برای توبه دارید بدانید عده ای بودند که قصد توبه داشتند ولی مرگ به آنها امان نداد .

وقتی شیطان فریفتگی نسبت به گناه ایجاد می کند ,  یعنی شیطان بعد از تردید ایجاد کردن نسبت به بهشت و جهنم و ایجاد طمع بیجا ، راه را برای انجام گناه باز می کند. سپس شیطان , افراد را نسبت به گناه می فریبد .

در آیات 16 و 17 سوره ی حشر داستان برسیسای عابد آمده است که او بعد از هفتاد سال عبادت فریب شیطان را خورد . این راهب به جایی رسیده بود که مستجاب الدعوة شده بود و برای بیماران دعا می کرد و آنها شفا پیدا می کرد .  دختر زیبایی را به نزد او آوردند که دچار جنون شده بود . این عابد در نیمه شب بلند شد که برای این دختر دعا کند . شیطان این عابد را وسوسه کرد که زیبایی و جوانی او را ببیند و او را وسوسه کرد که تو هفتاد سال عبادت کرده ای و اگر الان گناه کنی ، خدا تو را می بخشد و بعدا توبه می کنی . این وسوسه ها کار را به جایی کشاند که آنچه نباید بشود اتفاق افتاد .

 شیطان به عابد گفت که او باردار شده است و برادران او می فهمند و آبروریزی می شود . شیطان او را وسوسه کرد که او را خفه کند و بعد او را دفن کنند . عابد هم این جنایت انجام داد. شیطان خودش برادران دختر را خبر کرد و نشانی قبر را هم به آنها داد . خبر در شهر پیچید و حکم اعدام برای عابد صادر شد . در هنگام اعدام شیطان برای او مجسم شد و گفت : من تو را به اینجا رساندم و من می توانم تو را نجات بدهم . راهش این است که تو در مقابل من سجده بکنی . عابد با اشاره در مقابل شیطان سجده کرد وهمان لحظه او را به دار زدند و مُرد . او با کفر از دنیا رفت زیرا او نمی دانست که یکی از وسوسه های شیطان تسویف و ایجاد کردن طمع بیجا است .

امام صادق (ع) می فرماید : کسانی که می خواهند از یاران ویژه حضرت مهدی (عج) باشند باید سه کار انجام بدهد :

 انتظار پویا و سازنده ، پرهیز شدید از گناه  , و عمل کردن براساس فضایل اخلاقی .





نوع مطلب : حدیث، دینی، استراتژی شیاطین، هشدار، 
برچسب ها : شیطان شناسی، داستانهایی از وسوسه شیطان، حملات 4 جانبه شیطان، وسواس خناس کیست ؟، داستان برسیسای عابد، چگونه از یاران ویژه حضرت مهدی (عج) باشیم ؟،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 28 آذر 1391 :: نویسنده : soldier3

أبان بن تغلب و همچنین ابوبصیر - كه هر دو از راویان حدیث و از اصحاب امام باقر و امام صادق علیهماالسلام بوده اند - حكایت كنند :

طاووس یمانى با بعضى از دوستان خود مشغول طواف كعبه الهى بود ، ناگهان متوجّه شد كه جلوتر از او نوجوانى خوش سیما نیز مشغول طواف كعبه الهى مى باشد ، و چون در چهره نورانیش خوب دقیق شد ، او را شناخت ، كه آن نوجوان حضرت ابوجعفر ، باقرالعلوم علیه السلام است .
هنگامى كه حضرت طواف خود را به پایان رساند و دو ركعت نماز طواف به جاى آورد، در گوشه اى از صحن مطهّر نشست و مردم یك به یك مى آمدند و سؤ الات خود را در حضور آن حضرت مطرح مى كردند و جواب مى گرفتند و مى رفتند.

آن گاه طاووس یمانى به دوستان خود گفت : ما نزد این دانشمند برویم و از او سؤالى كنیم ، شاید جواب آن را نداند .
سپس طاووس یمانى به همراه دوستانش خدمت حضرت رسیدند و سلام كردند.
بعد از آن طاووس گفت :

اى ابوجعفر! آیا مى دانى چه زمانى یك سوّم جمعیّت روى زمین هلاك و كشته شد؟
امام محمّد باقر علیه السلام فرمود: اى ابو عبدالرّحمن ! یك سوّم نبود ؛ بلكه یك چهارم جمعیّت هلاك و نابود گردید.

طاووس گفت : صحیح مى فرمائى ، حقّ با شما است ، اكنون بفرما كه چگونه چنان شد؟
حضرت فرمود: این جریان ، آن زمانى اتّفاق افتاد كه تنها جمعیّت روى زمین حضرت آدم ، حواء، قابیل و هابیل بودند؛ و قابیل برادر خود را كشت ، در حالى كه هابیل در آن زمان یك چهارم جمعیّت را تشكیل مى داد.

طاووس گفت : كدام یك از هابیل و قابیل پدر تمام مردم بود؟
حضرت فرمود: هیچ كدام ؛ بلكه بعد از حضرت آدم علیه السلام ، شیث پدر آدمیان بود.

طاووس پرسید: چرا حضرت آدم علیه السلام را آدم نامیدند؟
فرمود: چون سرشت و خمیرمایه او را از خاك روى زمین برگرفتند.

پرسید: چرا شیطان را ابلیس نامیده اند؟
فرمود: چون او از رحمت خداوند محروم و ناامید گشت .

پرسید: چرا جنّ را به این نام گفته اند؟
فرمود: چون كه آنها مى توانند از دید انسانها مخفى و نامرئى گردند.

پرسید: اوّلین كسى كه حیله بكار برد و دروغ گفت چه كسى بود؟
فرمود: شیطان بود، كه به خداوند عزّ و جلّ گفت : من از آدم بهتر و برترم ؛ چون كه مرا از آتش و او را از گِل آفریدى .

پرسید: آن گروهى كه شهادت به حقّ دادند؛ ولى دروغ مى گفتند، چه كسانى بودند؟
فرمود: منافقین بودند، كه در ظاهر شهادت به رسالت و نبوّت رسول خدا صلى الله علیه و آله دادند؛ ولى در باطن دروغ مى گفتند، چون عقیده و ایمان به خداوند نداشتند.

پرسید: آن رسولى را كه خداوند براى هدایت انسان فرستاد؛ ولى خودش از جنّ و انسان نبود، كه بود؟
فرمود: كلاغى بود، كه براى تعلیم قابیل آمد تا او را هدایت كند كه چگونه جسد برادرش هابیل را دفن نماید.

پرسید: آن كه قوم و تبار خود را راهنمائى و انذار كرد، و از زمره جنّ و إ نس نبود، كه بود؟
فرمود: مورچه اى بود كه در مقابل لشكر عظیم حضرت سلیمان علیه السلام ، به هم نوعان خود گفت : درون لانه هایتان بروید تا توسّط لشكر سلیمان لگدمال نگردید.

طاووس یمانى گفت : آن چه حیوانى بود، كه به دروغ مورد تهمت قرار گرفت ؟
فرمود: گرگ بود، كه برادران حضرت یوسف علیه السلام آن را متّهم به قتل برادر خویش كردند.

طاووس در آخرین سؤال خود از امام امام محمّد باقر صلى الله علیه و آله ، پرسید: آن چیست كه كم و زیاد مى گردد؛ و آن دیگرى چیست كه زیاد مى شود ولى كم نمى گردد؛ و آن چست كه كم مى شود ولى زیاد نمى گردد؟
حضرت باقرالعلوم علیه السلام همچنین در او جواب فرمود: آن كه كم و زیاد مى شود ، ماه است ؛ و آن كه زیاد مى شود ولى كم نمى گردد، آب دریا است ؛ و آن كه كم مى شود ولى زیاد نمى گردد، عمر انسان است .*

 

------------------------------------------------------------
*احتجاج مرحوم طبرسى : ج 2، ص 180، ح 206، و ص 186، ح 210، بحارالا نوار: ج 46، ص 351، ح 4.
داستان طولانى بود كه در صفحات مختلف با عباراتى متفاوت نقل شده است كه خلاصه اى از آن ترجمه شد.
منبع:
چهل داستان و چهل حدیث از امام محمد باقر (ع )، عبداللّه صالحى





نوع مطلب : حدیث، دینی، 
برچسب ها : 14معما و 14 پاسخ، نوجوان دانشمند، باقر العلوم (ع)، طرح 14 معما برای سنجش امام باقر (ع)،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 28 آذر 1391 :: نویسنده : soldier3

برخی اعمال ماه صفر

1-در این ماه ، به دادن صدقه اهتمام بیشتری شود
پیامبر اکرم (ص) در باب صدقه دادن می فرمایند : " لبخند تو بر روی برادرت صدقه است ، امر به معروف و نهی از منکر کردنت صدقه است ، رهنمایی کسی که راه را گم کرده صدقه است و دور کردن سنگ و خا ر و استخوان از راه صدقه است . "

 

2-برای ایمنی از بلاها، دعای زیر هر روز ده مرتبه خوانده شود:
یا شَدیدَ الْقُوی‏ وَیا شَدیدَ الْمِحالِ یا عَزیزُ یا عَزیزُ یا عَزیزُ ذَلَّتْ بِعَظَمَتِکَ جَمیعُ خَلْقِکَ فَاکْفِنی‏ شَرَّ خَلْقِکَ یا مُحْسِنُ یا مُجْمِلُ یا مُنْعِمُ یا مُفْضِلُ یا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ سُبْحانَکَ اِنّی‏ کُنْتُ مِنَ الظَّالِمینَ فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَنَجَّیْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَکَذلِکَ نُنْجِی الْمُؤْمِنینَ وَصَلَّی اللَّهُ عَلی‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ‏ الطَّیِّبینَ الطَّاهِرینَ! (مفاتیح الجنان)
ای سخت نیرو ، و ای سختگیر ! ای عزیز ، ای عزیز ، ای عزیز ! خوارند از بزرگی‏ات همه خلقت . پس کفایت کن از من شرّ خلق خودت را ، ای احسان بخش ! ای نیکوکار ! ای نعمت بخش ! ای عطا دِه ! ای که معبودی جز تو نیست ! منزّهی تو ! به راستی من از ظالمانم . اجابت کردیم برایش و نجاتش دادیم از غمّ و همچنین نجات دهیم مؤمنان را ، و رحمت کند خدا بر محمّد و آل پاک و پاکیزه‏اش !

 

3_ «سیّد بن طاووس» نقل کرده است:

در روز سوم ماه صفر ، دو رکعت نماز بخوان که در رکعت اوّل سوره «حمد» و سوره «انّا فتحنا» (فتح) و در رکعت دوم سوره «حمد» و سوره «توحید» قرائت شود و پس از سلام نماز ، صد بار صلوات بفرست و صد بار آل ابى سفیان را لعنت کن و صد مرتبه استغفار نما و آنگاه حاجت خویش را از خداوند بخواه.  (ان شاء اللّه به هدف اجابت مى رسد) .( اقبال، صفحه 587)

 

در روز اربعین (بیستم ماه صفر) زیارت امام حسین(علیه السلام) مستحبّ است و مورد تأکید قرار گرفته . در روایتى که «شیخ طوسى» از امام حسن عسکرى(علیه السلام) نقل کرده ، چنین آمده است: نشانه هاى مؤمن پنج چیز است:

 به جاى آوردن پنجاه و یک رکعت نماز (17 رکعت نماز واجب و 34 رکعت نافله) و زیارت اربعین (امام حسین(علیه السلام)) و انگشتر را بر دستِ راست نهادن، و پیشانى را به هنگام سجده بر خاک گذاردن و بسم الله الرّحمن الرّحیم را در نماز بلند گفتن.





نوع مطلب : حدیث، 
برچسب ها : ماه صفر، اعمال ماه صفر،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic