تفکر
سلام خوش آمدید
درباره وبلاگ


بسـم الله الرحـمن الرحیـم
در بیابان این دنیای گذران به دنبال کشتی نجات باشیم و تمسخر این مردمان قوم نوحی(ع) ما را از سیل قیامت غافل نکند که دیگر متولد نخواهیم شد.

مدیر وبلاگ : علی
مطالب اخیر
نویسندگان
پنجشنبه 5 بهمن 1391 :: نویسنده : علی
 روزی روزگاری تاجر ثروتمندی بودکه 4 زن داشت  . زن چهارم را از همه بیشتر  دوست داشت  و او را مدام با جواهرات گران قیمت و غذاهای خوشمزه  پذیرایی می کرد..  بسیار مراقبش بود و تنها بهترین چیزها را به او می داد .
زن سومش را هم خیلی دوست داشت و به او افتخار میکرد. پیش دوستهایش اورا برای جلوه گری می برد گرچه واهمه شدیدی داشت که روزی او با مردی دیگر برود و تنهایش بگذارد.
 
واقعیت این است که او زن دومش را هم بسیار دوست می داشت . او زنی بسیار مهربان بود که دائما نگران و مراقب مرد بود . مرد در هر مشکلی به او پناه می برد و او نیز به تاجر کمک می کرد تا گره کارش را بگشاید و از مخمصه بیرون بیاید.
اما زن اول مرد ، زنی بسیار وفادار و توانا که در حقیقت عامل اصلی ثروتمند شدن او و موفق بودنش در زندگی بود ،  اصلا مورد توجه مرد نبود .  با اینکه از صمیم قلب عاشق شوهرش بود اما مرد تاجر به ندرت وجود او را در خانه ای که تمام کارهایش با او  بود حس می کرد و تقریبا هیچ توجهی به او نداشت .
روزی مرد احساس مریضی کرد و قبل از آنکه دیر شود فهمید که به زودی خواهد مرد.به دارایی زیاد و زندگی مرفه خود اندیشید و با خود گفت  :" من اکنون 4 زن دارم ، اما اگر بمیرم دیگر هیچ کسی را نخواهم داشت ، چه تنها و بیچاره خواهم شد  !"
بنابرین تصمیم گرفت با زنانش حرف بزند و برای تنهاییش فکری بکند .اول از همه سراغ زن چهارم رفت و گفت  :"من تورا از همه بیشتر دوست دارم و از همه بیشتر به تو توجه کرده ام وانواع راحتی ها را برایت فراهم آورده ام ، حالا در برابر این همه محبت من آیا در مرگ با من همراه می شوی تا تنها نمانم؟ "
زن به سرعت گفت :"  هرگز" همین یک کلمه و مرد را رها کرد .

ناچاربا قلبی که به شدت شکسته بود  نزد زن سوم رفت و گفت:" من در زندگی ترا بسیار دوست داشتم آیا در این سفر همراه من خواهی آمد؟ "
زن گفت :"البته که نه!زندگی در اینجا بسیار خوب است  .تازه من بعد از تو می خواهم دوباره ازدواج کنم و بیشتر خوش باشم " قلب مرد یخ کرد .
مرد تاجر به زن دوم رو آورد و گفت  :" تو همیشه به من کمک کرده ای . این بار هم به کمکت نیاز شدیدی دارم شاید از همیشه بیشتر ، می توانی در مرگ همراهمن باشی؟ "
زن گفت  :"این بار با دفعات دیگر فرق دارد .من نهایتا می توانم تا گورستان همراه جسم بی جان تو بیایم اما در مرگ ،...متاسفم!" گویی صاعقه ای به قلب مرد آتش زد.
در همین حین صدایی او را به خود آورد
" من با تو می مانم ،هرجا که بروی" تاجر نگاهش کرد ،  زن اول بود که پوست و استخوان شده بود ،  انگار سوء تغذیه بیمارش کرده  باشد .غم سراسر وجودش را تیره و ناخوش  کرده بود و هیچ زیبایی و نشاطی برایش باقی نمانده بود .  تاجر سرش را به زیر انداخت و آرام گفت:" باید آن روزهایی که می توانستم به تو توجه میکردم و مراقبت بودم..."
در حقیقت همه ما چهار زن داریم !
الف :  زن چهارم که بدن ماست . مهم نیست چقدر زمان و پول صرف زیبا کردن او بکنی وقت مرگ  ، اول از همه او ترا ترک می کند .
  : ب  زن سوم که دارایی های ماست.هرچقدر هم برایت عزیز باشند وقتی بمیری به دست دیگران خواهد افتاد .

ج : زن دوم که خانواده و دوستان ما هستند .هر چقدر هم صمیمی و عزیز باشند،  وقت مردن نهایتا تا سر مزارت کنارت خواهند ماند.
 د: زن اول که روح ماست.غالبا به آن بی توجهیم و تمام وقت خود را صرف تن و پول و دوست می کنیم . او ضامن توانمندی های ماست اما ما ضعیف و درمانده رهایش کرده ایم تا روزی که قرار است  همراه ما باشد اما دیگر هیچ قدرت و توانی  برایش باقی نمانده است.




نوع مطلب : دینی، اخلاق، فرهنگی و اجتماعی، 
برچسب ها : چهار زن، تعدد زوجات، همه چهار زن دارند،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 5 بهمن 1391 :: نویسنده : علی

تاریخ تولّدت،مهم نیست،

 تاریخ " تبلورت " ، مهمّه !
اهل کجا بودنت،مهم نیست،

" اهل و بجا " بودنت، مهمّه!
منطقه ی زندگیت،مهم نیست،

" منطق زندگیت " ، مهمّه !
گذشته ی زندگیت،مهم نیست،

 امروزت مهمّه،

 که چه گذشته ای واسه فردات می سازی !





نوع مطلب : اخلاق، فرهنگی و اجتماعی، 
برچسب ها : چی مهمه، مهم،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 4 بهمن 1391 :: نویسنده : علی

برای اطلاع از سبک برخورد اهل بیت علیهم السلام با مذاهب دیگر ، عکس مربوطه را مشاهده کنید.

اینجا کلیک کنید.





نوع مطلب : حدیث، دینی، اخلاق، فرهنگی و اجتماعی، دریافت ( DOWNLOAD ، تحمیل )، 
برچسب ها : سبک زندگی اهل بیت علیهم السلام با عامه، طرز برخورد با اهل سنت، چگونگی رفتار اهل بیت با اهل سنت، اهل سنت، چگونه با اهل سنت برخورد کنیم، رفتار با اهل سنت، عامه،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 3 بهمن 1391 :: نویسنده : علی

قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام

که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند می شود

همه از هم می پرسند ” چه کس مرده است؟ ”

چه غفلتِ بزرگی که می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل کرده است .

قرآن ! من شرمنده توام اگر ترا از یک نسخه عملی

به یک افسانه موزه نشین مبدل کرده ام .

یکی ذوق می کند که ترا بر روی برنج نوشته،

‌یکی ذوق میکند که ترا فرش کرده ،‌

یکی ذوق می کند که ترابا طلا نوشته ،

‌یکی به خود می بالد که ترا در کوچک ترین قطعهء ممکن

منتشر کرده و …

 

آیا واقعا خدا ترا فرستاده تا موزه سازی کنیم ؟

قرآن! من شرمنده توام اگر حتی آنان که تو را می خوانند

و ترا می شنوند ،‌ آن چنان به پایت می نشینند که

خلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند ..

اگر چند آیه از تو را به یک نفس بخوانند مُستمِعین

فریاد می زنند ” احسنت …! ” گویی مسابقه نفس است …

قرآن !‌ من شرمنده توام اگر به یک فستیوال مبدل شده ای !

 

ای کاش آنان که ترا حفظ کرده اند ،

حفظ کنی ، تا این چنین ترا اسباب مسابقات هوش نکنند .

خوشا به حال هر کسی که دلش رحلی است برای تو .





نوع مطلب : دینی، اخلاق، انتقادی، 
برچسب ها : قرآن من شرمنده ام، قرآن، موقعیت قرآن نزد ما،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 3 بهمن 1391 :: نویسنده : علی
شیطان به رسول خدا (ص) گفت که طاقت دیدن و تحمل این شش خصلت را از امت پیامبر اکرم (ص) را ندارد. و آن شش خصلت عبارتند از :
1 هنگامیکه به هم می رسند سلام می کنند.
2 با هم مصافحه می کنند.
3 برای هر کاری که می خواهند انجام دهند ان شاالله می گویند.
4 از گناه استغفار می کنند.
5 تا نام حضرت محمد (ص) را می شنوند صلوات می فرستند.
6 ابتدای هرکاری بسم الله الرحمن الرحیم می گویند.




نوع مطلب : دینی، حدیث، اخلاق، 
برچسب ها : شش خصلت ضد شیطان، شش خصلت، شیطان،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 3 بهمن 1391 :: نویسنده : علی

از اول محرم، یک ژست خوشگلی (!!) در شبکه های اجتماعی و ایمیل ها راه افتاده بود که

بجای نذری برای امام حسین علیه السلام، به زلزله زده ها کمک کنیم؛
به جای نذر کردن برای هیأت های محرم، به زلزله زده ها کمک کنیم؛

به جای ساخت ضریح جدید برای امام حسین علیه السلام، به زلزله زده ها کمک کنیم؛

حالا محرم تمام شده ...
فکر می کردم این افراد که اینقدر به فکر زلزله زده ها هستند،
بعد از محرم هم پیشنهادهای دیگری مطرح کنند اما خبری نشد ...

مثلا خیلی خوب بود یک کمپینگ می گذاشتند که هزینه یک
ماه لوازم آرایش فرانسوی تان را خرج زلزله زده ها کنید؛
یا هزینه چالوس رفتن و ویلا گرفتن را؛ هزینه یک ماه کافی شاپ رفتن ها را؛
هزینه اسكی و اسب سواری را؛ یا سفرهای دبی و انتالیا و تایلند را ...
یک کمپین بگذارید که امسال پالتو و بوت نخریم و خرج زلزله زده ها کنیم!

یا پول یك ماه بنزین ماشین های ۸ سیلندر و ۱۲ سیلندرتان را بدهید و
این یک ماه را با تاکسی، مترو و اتوبوس رفت و آمد کنید!
شب یلدا خرج نکنید و ولنتاین نگیرید و پارتی برگزار نکنید و خرج زلزله زده ها کنید!
اما خبری نشد ...
انگار فقط برای امام حسین نباید خرج کرد و به زلزله زده ها کمک کرد!!
 فراموش کرده اند هر چیزی جای خود دارد
نذر جای خود ، کمک هم جای خود
مشکل آنها زلزله زده ها نیستند مشکل آنها ایمان است
با دین دشمنی دارند، زلزله زده ها بهانه ای بیش نیستند
رسول خدا(ص) فرمودند:

از شهادت حسین حرارتی در قلوب مومنین ایجاد می شود که هرگز خاموش نخواهد شد




نوع مطلب : دینی، اخلاق، فرهنگی و اجتماعی، استراتژی شیاطین، خبری، 
برچسب ها : نذر برای امام حسین (ع)، برای امام حسین نذر نکنید، نذر امام حسین، نذر،
لینک های مرتبط :

 پندهایی از حاج محمّــد اسماعیل دولابی(رحمة الله علیه)


  "دل های مؤمنین كه به هم وصل می شود ، *آب كُر* است
. وقتی به علــی علیه السّلام متّصل شد ، به دریا وصل شده است...شخصِ تنها ،
آب قلیل است و در تماس با نجاست نجس می شود ، ولی آب كُر نه تنها نجس نمی شود
، بلكه متنجس را هم پاك می كند."

از هر چیز تعریف کردند، بگو مال خداست و کار خداست.
نکند خدا را بپوشانی و آن را به خودت یا به دیگران نسبت بدهی که ظلمی بزرگ تر
از این نیست. اگر این نکته را رعایت کنی، از وادی امن سر در می آوری. هر وقت
خواستی از کسی یا چیزی تعریف کنی، از ربت تعریف کن. بیا و از این تاریخ تصمیم
بگیر حرفی نزنی مگر از او . هر زیبایی و خوبی که دیدی رب و پروردگارت را یاد
کن، همان طور که امیرالمؤمنین علیه السلام در دعای دهه ی اول ذیحجه می فرماید:
به عدد همه ی چیزهای عالم* لا اله الا الله*

اگر غلام خانه زادی پس از سال ها بر سر سفره ی صاحب
خود نشستن و خوردن، روزی غصه دار شود و بگو ید فردا من چه بخورم؟ این توهین به
صاحبش است و با این غصه خوردن صاحبش را اذیت می کند. بعد از عمری روزی خدا را
خوردن، جا ندارد برای روزی فردایمان غصه دار و نگران باشیم.

خدا عبادت وعده ی بعد را نخواسته است؛ ولی ما روزی
سال های بعد را هم می خواهیم، در حالی که معلوم نیست تا یک وعده ی بعد زنده
باشیم.



برای مطالعه ادامه مطلب اینجا کلیک کنید


نوع مطلب : دینی، اخلاق، 
برچسب ها : پندهایی از حاج محمّــد اسماعیل دولابی(رحمة الله علیه)، حاج محمد اسماعیل دولابی، آقای دولابی، توصیه های آقای دولابی،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 3 بهمن 1391 :: نویسنده : علی
به سلامتی اون پدری که هنگام تراشیدن موی کودک مبتلا به سرطانیش گریه ی
فرزندش رو دید
ماشین رو داد به دستش در حالی که چشمانش پر از گریه بود گفت : حالا تو
موهای منو بتراش.

به سلامتی پدری که نمی توانم را در چشمانش زیاد دیدیم ولی از زبانش هرگز
نشنیدم.

به سلامتی پدری که طعم پدر داشتن رو نچشید ،اما واسه خیلی ها پدری کرد.

به سلامتی پدری که لباس خاکی و کثیف میپوشه میره کارگری برای سیر کردن
شکم بچه اش اما بچه اش خجالت میکشه به دوستاش بگه این پدرمه.

به سلامتی پدری که کفِ تموم شهرو جارو میزنه که زن و بچش کف خونه کسی رو
جارو نزنن..

همیشه مادر را به مداد تشبیه میکردم ، که با هر بار تراشیده شدن، کوچک و
کوچک تر میشود…
ولی پدر ...
یک خودکار شکیل و زیباست که در ظاهر ابهتش را همیشه حفظ میکند
خم به ابرو نمیاورد و خیلی سخت تر از این حرفهاست
فقط هیچ کس نمیبیند و نمیداند که چقدر دیگر میتواند بنویسد …

پدرم هر وقت میگفت "درست میشود" ... تمام نگرانی هایم به یک باره رنگ میباخت.

وقتی پشت سر پدرت از پله ها میای پایین و میبینی چقدر آهسته میره میفهمی پیر شده
وقتی بعد غذا یه مشت دارو میخوره ، میفهمی چقدر درد داره اما هیچ چی نمیگه...
و وقتی میفهمی نصف موهای سفیدش به خاطر غصه های تو هستش ، دلت میخواد بمیری.

پدرم ،تنها کسی است که باعث میشه بدون شک بفهمم فرشته هاهم میتوانند مرد باشند.
 به سلامتی هرچی پدره

خورشید هر روز دیرتر از پدرم بیدار می شود اما زودتر از او به خانه بر می گردد.
 به سلامتی هرچی پدره
 
بیاییم با هم عهد بندیم از این پس هر فرد زحمتکشی میبینیم اون رو به عنوان فرشته ای که پشتوانه محکم فرزندانش است احترام کنیم این فرشته شاید یک کارگر ساده باشد یک کارگر شهرداری باشد یک دستفروش باشد یک پرستار باشد و هر چه که هست یک فرشته هست...





نوع مطلب : اخلاق، فرهنگی و اجتماعی، 
برچسب ها : پدر یا فرشته، کارگران شهرداری، کارگر، پدر کارگر، پدرم کارگره، پدر،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 3 بهمن 1391 :: نویسنده : علی

با یكى از دوستان خوبم بر سر سفره نشسته بودیم. او به پیاز علاقه داشت و به خوردن آن مشغول بود.

 كودكى در آن جا بود، مقدارى از آن پیاز را دهان گذاشت. اشكش سرازیر شد و زبانش سوخت و آن را رها كرد.

دوستم خندید؛ خنده‏اى پربار و پر از برداشت؛ كه عده‏ اى به خاطر جهتى از چیزهایى مى‏ گذرند، اما عده‏ اى دیگر، همان چیز را به همان خاطر مى ‏خواهند. آن تیزى و تندى كه كودك را فرارى كرده، مرا به سوى خود كشانده است و سپس ادامه داد: در برابر سختى‏ها و ناراحتى‏ها عده ‏اى به همان خاطر كه ما فرار مى ‏كنیم، به استقبال مى‏ روند و از سختى‏ ها بهره مى‏ گیرند. همان دردها و فشارها كه ما را از پاى در مى ‏آورد، همان‏ها به عنوان پا، عامل حركت و پیشرفت و ورزیدگى عده ‏اى مى ‏شود...





نوع مطلب : دینی، اخلاق، فرهنگی و اجتماعی، 
برچسب ها : تفاوت دید، طرز دید، دیدگاه، چگونه به دنیا بنگریم، نگرش،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 3 بهمن 1391 :: نویسنده : علی
 
جان، امانتی است که باید به جانان رساند ؛ اگرخود ندهی ، میستانند. 

 فاصله هلاکت و شهادت، همین خیانت در امانت است.

 زنهار! هرکه شهید نشود ، لاجرم خواهد مرد !




نوع مطلب : دینی، اخلاق، فرهنگی و اجتماعی، 
برچسب ها : جان، شهادت، مرگ،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 17 دی 1391 :: نویسنده : علی

این روز ها حرف از وارونگی هوا خیلی مطرحه

مسئولین جلسه می ذارن ،تصیم می گیرن و چند روزی به خاطر آلودگی سازمان ها رو تعطیل می کنن.

اما این وسط کسی حرفی از وارونگی فرهنگ می زنه؟

وارونگی هوا چند روزه اما وارونگی فرهنگ سالهاست.وارونگی هوا جسم شما رو بیمار میکنه اما وارونگی فرهنگ روح شما رو.وارونگی هوا امروز شما رو تهدید میکنه اما وارونگی فرهنگ امروز و فردای شما رو.وارونگی هوا شما رو تهدید میکنه اما وارونگی فرهنگ شما و نسلتون رو.

کدام مهم تره؟

ما نمی گیم وارونگی هوا رو بیخیال! نه این حرف غلطیه.ما میگیم باید به همه مشکلات توجه کرد و به مشکلات بزرگتر بیشتر.حرف نا مربوطیه؟

شما که به خاطر وارونگی هوا شهری مثل تهران رو تعطیل می کنید چرا به خاطر وارونگی فرهنگی یه بخشنامه به سازمانهاتون نمی زنید که کارمندا وضع پوشش مناسبی داشته باشن.

متاسفانه اکثریت یا دچاره افراطن یا تفریط.یه زمانی چادر تو مدارس اجباری بود بعد اجبارو ور داشتن الانم هر کسی هر طور دلش خواست میاد ، یا افراط یا تفریط.

 





نوع مطلب : دینی، فرهنگی و اجتماعی، اخلاق، انتقادی، 
برچسب ها : وارونگی هوا یا وارونگی فرهنگ، وارونگی فرهنگ، وارونگی هوا، وارونگی،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 13 دی 1391 :: نویسنده : علی
و تو ...
میتوانی روسری نصفه نیمه ات را هی برداری و دوباره بزاری!
میتوانی گاهی بادبزنش کنی!
میتوانی مانتوی سفید کوتاه نازک چسبان بپوشی تا گرمت نشود!
میتوانی شلواری بپوشی که دمپایش تا صندل ات 20 سانتیمتر فاصله داشته باشد!
میتوانی جوراب هم نپوشی!
لاک هم لابد خنک کننده است!
بستنی هم لیس بزن روی نیمکت پارک!
بوی ادکلنت هم میتواند تا 10 متر پشت سرت تعقیبت کند!
فرض کن اینها بلد نیستند مثل تو باشند!
فرض کن اینها عادت کرده اند به این پارچه ی سیاه در این گرما!
فرض کن گرمشان نمیشود!
فرض کن تو روشنفکری و اینها امل!
آخر تو چه میدانی چادر ترنم عطر یاس در فضای غبار آلود دنیاست!
آخر تو چه میدانی حجاب خنکا و زیبایی به وجود هر دختر مینشاند!
تو میتوانی خوش باشی به عرق نکردن در دنیا....!!!! 
"خنکای بهشت گوارایتان دختران چادری"




نوع مطلب : دینی، اخلاق، فرهنگی و اجتماعی، حجاب و عفاف، 
برچسب ها : خنکای بهشت گوارایتان دختران چادری، چادر، دختران چادری، خواهرم، حجاب بد است، بی حجابی و بد حجابی، خانم ها بدانند،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 13 دی 1391 :: نویسنده : علی

گفتم:خواهرم حجابت؟

گفت:دلم پاک است!

گفتم:مگر می شود پاکی هزاران نگاه را بدزدی.... و دلت پاک باشد؟!





نوع مطلب : دینی، اخلاق، حجاب و عفاف، فرهنگی و اجتماعی، 
برچسب ها : خواهرم، حجاب، دلم پاک است، دلت پاک باشه، ظاهر مهم نیست، من دلم پاکه، بی حجاب دل پاک،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 10 دی 1391 :: نویسنده : علی

 

دیوانه‌ای را گفتند: چه می‌خواهی از خدای خویش؟ گفت: عقل سالم خواهم تا برایش دیوانه شوم...

می‌پرستمت چون گفته‌اند باید بپرستمت و چه فایده دارد اینجور پرستیدن... آه خدای من... می‌خوانمت وقتی به چیزی نیاز دارم (!) و یا وقتی از چیزی می‌هراسم (!)... و وقتی مشکلم حل می‌شود دوباره از یاد می‌برمت... و تو چه صبورانه بنده‌ات را دوست داری و به او عشق می‌ورزی... باشد که روزی با صدای بلند در جهان فریاد بر آرم: « تنها به رسم عاشقی‌ام می‌پرستمت... »

منبع:گرداب





نوع مطلب : دینی، اخلاق، 
برچسب ها : تنها به رسم عاشقی‌ام می‌پرستمت،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 8 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات