تفکر
سلام خوش آمدید
درباره وبلاگ


بسـم الله الرحـمن الرحیـم
در بیابان این دنیای گذران به دنبال کشتی نجات باشیم و تمسخر این مردمان قوم نوحی(ع) ما را از سیل قیامت غافل نکند که دیگر متولد نخواهیم شد.

مدیر وبلاگ : علی
مطالب اخیر
نویسندگان
شنبه 21 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : soldier3

حجر بن عدی چه کرد که مورد کینه وهابیون قرار گرفت؟

در منابع تاریخی حادثه و واقعه ای در ارتباط با این شخصیت برجسته ذكر شده است كه نشان از عمق اعتقاد راسخ و خلل ناپذیر او و علاقه و محبتش به امامت مولای متقیان امام علی(ع) است.

نقل شده زمانی كه حُجربن عَدی را برای قتل بردند ,  از او پرسیدند آیا اول خودت را بكشیم یا فرزندت را ؟ حجر به قاتل خود گفت : اگر سرِ آن داری كه فرزندم را بكشی او را پیش از من گردن بزن ! جلّاد فرزند را گردن زد . به حجر گفتند چرا در داغ فرزندت شتاب كردی ؟

" گفت : بیم آن داشتم كه چون او برق شمشیر را بر گردن من ببیند ، بهراسد و دست از ولایت علی(ع) بردارد و آن‏گاه میان من و او  , در اقامتگاه جاوید كه خداوند , صابران را به آن وعده فرموده جدایی افتد".

 

شناخت شخصیت حجر بن عدی

 او در نوجوانى همراه برادرش “هانى بن عدى” به حضور پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله) رسید و به دین اسلام گروید . پس از زمان اندکى که از اسلام آوردن او گذشت پیامبر(ص) از دنیا رفت . پس از رحلت ایشان پیوسته در كنار علی(ع) و از یاران خاص و علاقه‌مندان وفادار امیرمؤمنان بشمار می‌رفت. 
حجر در عین دلاورى ، مرد تقوا و نیایش و معنویت بود و به همین سبب او را “حجر الخیر” مى نامیدند، در برابر حجر شر که از یاران معاویه بود . او نسبت به مادرش همواره نیکى مى کرد و نماز و روزه فراوان انجام مى داد. او هرگز بى وضو نمى ماند و هر وقت وضو مى گرفت ، پس از آن حتماً نماز مستحبی هم مى خواند . دعاى او در پیشگاه پروردگار به هدف اجابت مى رسید و نزد همگان به “مستجاب الدعوه” بودن شهره بود.

 

 

حجر در زمان امام علی(ع)


علاقه او به علی(ع) و جاذبه علی در دل او ، مثل سایر علاقه‌ها و مانند سایر جاذبه‌ها نبود ، بلكه این پیوند و كشش و رای همه محبت‌ها و پیوندها و عادی بود.

او در میان یاران حضرت على(علیه السلام) نمونه بود . او در مدت خلافت امیر مؤمنان علی(علیه السلام) در هر سه جنگ صفین ، نهروان و جمل در رکاب آن حضرت شمشیر مى زد .  او پیش از شروع جنگ صفین ، روزى پشتیبانى خود را از امیر مؤمنان (علیه السلام) چنین اعلام کرد : «ما زاده جنگ و فرزندان شمشیریم ؛ مى دانیم جنگ را از کجا باید شروع کرد و چگونه از آن بهره بردارى نمود ، ما با جنگ بزرگ شده و آن را آزموده و زود شناختیم. ما داراى یاران نیک ، خویشاوندان و عشیره فراوان، رأى آزموده و نیروى پسندیده هستیم و اینک اختیار ما در دست توست یا امیرالمؤمنین ! اگر به شرق یا غرب جهان بروى ، در رکاب تو خواهیم ماند و هر چه دستور دهى اطاعت مى کنیم .»  امیر مؤمنان (علیه السلام) از این وفادارى خوشحال شد و درباره او دعا کرد.

 

حجر در جنگ صفین از طرف امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) فرمانده قبیله کنده بود و در جنگ نهروان فرماندهی میسره (سمت چپ) لشگر امام را بر عهده داشت.

بعد از شهادت امام على(علیه السلام) و جریان صلح تحمیلى بر امام حسن(علیه السلام) ، حاکمان شهرها به دستور معاویه شروع به شکنجه و آزار شیعیان کردند . یکى از این حاکمان ، مغیره بن شعبه(علیه اللعنة) بود که چون از محبوبیت عمومى و شایستگى و فضیلت حجر آگاه بود ناگزیر به آن اعتراف مى کرد و مى گفت:

«نمى خواهم بهترین مردان شهر را بکشم تا آنان را در پیشگاه خدا سعادتمند گردند و من بدبخت و تبهکار! با قتل حجر و یاران او معاویه در دنیا به عزت و سرورى مى رسد ولى مغیره روز قیامت ذلیل و مغضب مى گردد.»

پس از شهادت امام حسن(علیه السلام) و افزایش رفت‌وآمد بزرگان عراق و اشراف حجاز با امام حسین(علیه السلام)، دست‌نشاندگان معاویه، به دستور او ، سختگیری بیشتری نسبت به شیعیان به‌خصوص شیعیان کوفه می‌کردند و بعضی از چهره‌های سرشناس شیعه را به بهانه‌های پوچ و بی‌اساس به قتل می‌رساندند که یکی از آنان “حجر بن عدی کندی” بود.

 

حجر هنگام ضربت‌خوردن امیرالمؤمنین(ع)

وقتی ابن ملجم و وردان و شبیب ، برای کشتن حضرت علی(ع) همدست شدند ، تصمیم خود را با اشعث بن قیس در میان گذاشتند . او که از دشمنان کینه توز خاندان پیامبر بود و در همه دسیسه ها دست داشت ، با آنان همکاری کرد و در آن شب شوم که علی(ع) ضربت خورد ، در آن توطئه همدست آنان بود.

آن شب ، حجربن عدی در مسجد خوابیده بود . شنید که اشعث به ابن ملجم می‌گفت : زودباش ، بجنب ، وگرنه روشنی صبح رسوایت می‌سازد. حجر از این گفت و گو احساس خطر و توطئه کرد . به سرعت از مسجد بیرون آمد و به سمت خانه علی علیه السلام روان شد تا آن حضرت را از خطری که در کمین او است آگاه سازد. از مسجد به خانه علی علیه السلام دو را بود . حجربن عدی از یک راه به سوی خانه امام روان شد و امام از مسیر دیگری راه مسجد را در پیش گرفت و به هم بر نخوردند و... آن حادثه واقع شد و حجر و دیگران ، وقتی به مسجد رسیدند که کار از کار گذشته بود و می‌گفتند : علی کشته شد!

 

 

سخن معاویه پس از شهادت حجر بن عدی

پس از شهادت حجر عده‌ای از چاپلوسان دربار معاویه ، به او تبریک گفتند که یکی از سرسخت ترین دشمنانش در کوفه از میان رفت ؛ اما در همان مجلس، سخن از صلابت و پایداری حجر بود و لحظات قبل از شهادتش را بازگو می‌کردند . معاویه لب به سخن گشود و گفت : اگر من در میان یارانم چند نفر همچون حجر داشتم ، دامنه حکومت امویان را تا همه جای دنیا می‌گستراندم ؛

ولی... حیف و هیهات ! کجا من امثال حجر را دارم ؟ کسانی که در راه باورهایشان با تمام صلابت ، فداکاری می‌کنند . و پس از درنگی آمیخته به غصه و حسرت گفت : روز من با حجر ، بسی طولانی خواهد بود !  (اشاره‌ای بود به دادگاه عدل الهی در قیامت).

 

 

منابع:

جام جم آنلاین , باشگاه خبر نگاران

 , خبر آنلاین , وب سایت سفیر نور

 





نوع مطلب : دینی، وهابیت، 
برچسب ها : حجر بن عدی، حجر بن عدی چه کرد که مورد کینه وهابیون قرار گرفت؟، حجر هنگام ضربت‌خوردن امیرالمؤمنین(ع)، سخن معاویه پس از شهادت حجر بن عدی و تمجید از او، حجر در زمان امام علی(ع)، شناخت شخصیت حجر بن عدی،
لینک های مرتبط :


پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات